ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 1 راي - 5 ميانگين
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سریال تلویزیونی یوسف پیامبر
05-08-2009, 03:37 AM
شماره : #181
RE: سریال تلویزیونی یوسف پیامبر
عقل که نباشه جون در عذابه
این ضرب المثل مصداق بارز این سریال و کارگردانشه

[تصوير: 00020309.gif]
آهای مردم من بچه های انجمن آسیا فیلم رو خیلی دوست دارم
يافتن تمام ارسال‌هاي اين کاربر
نقل اين ارسال در يك پاسخ
05-12-2009, 09:41 AM
شماره : #182
RE: سریال تلویزیونی یوسف پیامبر
حتما بخوانید

مبنای تاریخی سریال یوسف


سریال یوسف پیامبر هم تمام شد. سریالی که هم بحث انگیز بود و هم پر تماشاگر. یک سریال خاص! هم از نظر نوع ساخت و مسائل اجرایی هم از نظر محتوای احتمالا سیاسی و هم از نظر بحثهای تاریخی.
نوع اجرای سریال تقریبا یک جور نوآوری در بین سریالهای ایرانی بود. بحث سیاسی را هم فعلا کاری نداریم، اما بعضی از مسائل تاریخی مطرح شده در سریال که با قاطعیت هم مطرح شدند، کمی سوال برانگیز بودند که من در اینجا به بعضی از آنها اشاره میکنم:
1- حقایقی از آخناتون و دوره حکومت وی
آخناتون (یا آمن هوتپ چهارم) یک فرعون ساختار شکن و از فراعنه سلسله 18 مصر بود . وی از اختلال صرع رنج می برد و گویا در شعر و نقاشی هم دست داشته. وی سعی کرد علاوه بر مذهب تمام عرصه های مدیریت و فرهنگ و هنر مصری را هم تغییر دهد. البته آخناتون با شوکهای فراوان که با این تغییرات به بدنه کشور وارد میکند و با مدیریت ضعیف خود باعث شورش های فراوان در کشور و قتل و کشتارهای بیشمار بین طرفداران آتون و آمون میشود.
این شورشها چنان تشدید میشوند که فرعون ناچار میشود پایتخت را از تبس به شهر جدیدی به نام آخه تاتن (افق آتون) یا همان عمارنای امروزی منتقل کند. همین تغییر پایتخت باعث دوری بیشتر فرعون از مردم و افزایش تنشهای جامعه مصر می گردد.
در دوره او به دلیل ضعف بیش از حد دولت مصر، بسیاری از ولایات خراجگذار مصر در خاورمیانه با کشور هیتی (مملکت رقیب مصر در حدود ترکیه امروزی) متحد میشوند و ولایات متحد مصر را تحت فشار میگذارند. جالب است که منطقه کنعان نقطه ثقل این کشمکش بوده که در سریال ما هیچ اشاره ای به آن نشده است. سرانجام با بی تدبیری فرعون تمام مناطق شامات سقوط میکنند و مصریهای ساکن آن مناطق و متحدین آنها قتل عام میوشند. بیش از 380 نامه درخواست کمک از این ولایات از ویرانه های شهر آخه تاتن به دست آمده است که فرعون تمام آنها را نادیده گرفته بود
2_- آیا آتون همان خدای یگانه ماست؟
بنا بر شواهد به دست آمده، آتون نوعی خدای یگانه بوده که با نمایشی از قرص خورشید تمثیل میشده است. این خدا که در زمان آخناتن (از سلسله18) خدای رسمی مصر شد گویا حداقل از زمان سلسله 12 شناخته شده بوده اما در زمان آخناتون بود که بر خدای آمون پیروز میشود و خدای یگانه مصر قلمداد میشود. از آنجایی که در برخی متون اخناتون خود را از نسل این خدا میداند(طبق رسم تمام فراعنه) نمی توان صریحا حکم به توحیدی بودن مذهب آتنیسم داد. ضمن اینکه این خدا جنبه ای از رع (خدای خورشید) بوده وبرای آن کاراکتر دو گانه ای از رع و هوروس (هر دو از خدا های مصر قدیم) متصور بوده اند.
البته بعضی محققین (از قبیل زیگموند فروید) مذهب آتنیسم را پیش در آمدی بر مذهب یهود می دانند و مذهب حضرت موسی را قبل از نبوت آتنیسم معرفی کرده اند.
3-همزمانی یوسف و آخناتن:
در مورد زمان زندگی حضرت یوسف روایات زیادی هست،از سلسله سوم تا سلسله دوازدهم، 15 یا 18 که در مورد هیچکدام دلیل قطعی ذکر نشده است.
احمد عثمان، مورخ مصری، ادعا می کند که پدر بزرگ مادری آخناتن احتمالا همان حضرت یوسف بوده-منبع ( این ادعا نیز از سوی بسیاری از مورخین رد شده است)
تاجایی که من جست و جو کردم در تاریخ نقلی از چنین خشکسالی عظیمی در زمان اخناتون نشده است که الزاما باید در زمان حضرت یوسف ما 7سال خشکسالی داشته باشیم. علاوه بر آن اگر حضور حضرت یوسف در دربار آخناتون به این حد پررنگ و تاثیر گذار بوده اصلا منطقی نیست که در آثار بجا مانده از دوره اخناتون حتی یک کلمه یا اثر در مورد او یافت نشود.
همچنین اگر طبق روایت سریال بپذیریم که عملا اخناتون مرید حضرت یوسف بوده و بدون نظر او هیچ اقدامی نمی کرده، پس باید تمام بی تدبیری ها و کشت و کشتارهای او را نتیجه مشاوره حضرت یوسف بدانیم که این بزرگترین اشتباه نویسندگان سریال است که با چشم پوشیدن بر تمام فجایع زمان اخناتون ، اصرار بر همزمانی حضرت یوسف با آخناتون دارند و حتی این فرعون را عامل بی چون و چرای یوسف(ع) معرفی می کنند.

4- استناد به رمان و افسانه ها
در بسیاری از بخشهای سریال جزییات صحنه ها از رمان تاریخی The egyptian (ترجمه فارسی: سینوحه طبیب مخصوص فرعون) نوشته میکا والتاری اقتباس شده است. مثلا جزییات مربوط به نبرد آمونی ها و آتونی ها ،اسامی اشخاص و توصیفات مربوط به کاهنان یا حتی دکوراسیون خیابان قوچها (با ردیف مجسمه های قوچ) . اما در عین حال به این منبع هم وفادار نبوده. مثلا سعی کاهنان در گم و گور کردن مجسمه آمون و انتشار شایعه عروج آمون دقیقا از رمان سینوهه برداشته شده. اما در رمان اصلی واقعا کاهنان در این زمینه موفق میشوند، درحالیکه در سریال ما یوزارسیف از راه می رسد و این توطئه را کشف می کند! همچنین در صحنه مربوط به نبرد معبد آمون هم در مستندات تاریخی و هم در رمان سینوهه داریم که مقاومت معتقدین به آمون بسیار شدید بوده و سپاهیان فرعون ناچار دست به قتل عامی وسیع می زنند. اما در نسخه اقای سلحشور، تنها حرکات مضحک چند کاهن کچل است که نمایش داده میشود.
نکته طبیبانه: جالب است که در طول سریال هم همیشه سینوهه را مانند خدمتکاری ایستاده در کنار تخت فرعون تصویر میکنند، در حالیکه مقام پزشکان سلطنتی بویژه در مصر باستان بیش از این بوده و مانند سایر بزرگان برای خود جایگاهی داشته اند و اصولا من در هیچ تاریخی ندیده ام که پزشکان، مگر در مواقع نیاز، بالای سر شاهان بایستند (مگر دربار آی-سی -یو است؟!) در خود رمان سینوهه ، اولا سینوهه سالهای بسیاری از حکومت آخناتون را در مصر به سر نمی برد و ثانیا در جای جای کتاب از مقام والای طبیبان صحبت میکند.
علاوه بر آن بخشی از داستان پردازیهای مربوط به یوسف و زلیخا در سریال، تنها از افسانه ها و داستانهای قدیمی گرفته شده و بعضا ریشه تاریخی-مذهبی درستی ندارند.
5-خروج نور نبوت از حضرت یوسف:
طبق حدیثی از امام صادق(ع) هنگام دیدار حضرت یعقوب و حضرت یوسف، حضرت یوسف تحت تاثیر جاه و جلال و خدم و حشم خود، دچار غرور شده و برای استقبال پدر از اسب خود پایین نمی آید. (همین قضیه باعث خروج نور نبوت از نسل یوسف و انتقال آن به نسل لاوی می گردد) در حالیکه در سریال دقیقا عکس این قضیه روایت شد و ما شاهد چهار دست و پا رفتن و زمین خوردن پی در پی دو طرف برای دیدار هم هستیم. و حتی این حدیث امام ششم هم مورد سانسور و تحریف آقای سلحشور قرار میگیرد



آخناتون و خانواده اش در حال عبادت آتون.    

خدای ساده لوحان را نماز و روزه بفریبد
و لیکن من برای خود خدای دیگری دارم

ریا و رشوه نفریبد اهورای مرا آری
خدای زیرک بی اعتنای دیگری دارم

بسی دیدم ظلمنا خوی مسکین ربنا گویان
من اما با اهورایم دعای دیگری دارم

زقانون عرب درمان مجو در یاب اشاراتم
نجات قوم خود را من شفای دیگری دارم .


اخوان ثالث
.
يافتن تمام ارسال‌هاي اين کاربر
نقل اين ارسال در يك پاسخ
05-13-2009, 05:14 AM
شماره : #183
RE: سریال تلویزیونی یوسف پیامبر
خیلی جالب بود نیما جون مخصوصا قسمت 5

[تصوير: 00020309.gif]
آهای مردم من بچه های انجمن آسیا فیلم رو خیلی دوست دارم
يافتن تمام ارسال‌هاي اين کاربر
نقل اين ارسال در يك پاسخ
05-14-2009, 11:40 AM
شماره : #184
RE: سریال تلویزیونی یوسف پیامبر
قربانت محسن جان . در باره این مورد تو همین تاپیک بعضی از دوستان در چند ماه پیش پستهایی داشتند .

خدای ساده لوحان را نماز و روزه بفریبد
و لیکن من برای خود خدای دیگری دارم

ریا و رشوه نفریبد اهورای مرا آری
خدای زیرک بی اعتنای دیگری دارم

بسی دیدم ظلمنا خوی مسکین ربنا گویان
من اما با اهورایم دعای دیگری دارم

زقانون عرب درمان مجو در یاب اشاراتم
نجات قوم خود را من شفای دیگری دارم .


اخوان ثالث
.
يافتن تمام ارسال‌هاي اين کاربر
نقل اين ارسال در يك پاسخ
05-19-2009, 12:37 PM
شماره : #185
RE: سریال تلویزیونی یوسف پیامبر
ماجرای مرگ و دفن حضرت یوسف

قضاوتش با خودتون چون من قبولش ندارم




در سریال یوسف پیامبر كه چند هفته پیش به پایان رسید همه دیدیم كه یعقوب نبی بالاخره به وصال خود رسید و پسرش یوسف را ملاقات كرد.
ماجرا در همین جا پایان یافت و ما دیگر متوجه نشدیم كه آخر و عاقبت كار به كجا كشید.داستان جالب و خواندنی و واقعی مرگ و دفن حضر ت یوسف (آخر و عاقبت یوزارسیف) را از منابع معتبر برای شما استخراج نمو ده ایم و به صورت خلاصه و مفید در اینجا بیان كرد ه ایم :

حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ به قدری محبوبیت اجتماعی پیدا كرده و عزّت فوق العاده‎ای نزد مردم مصر داشت كه پس از فوتش بر سر محل به خاك سپاریش نزاع شد. هر طایفه‎ای می‎خواست جنازه یوسف در محل آنها دفن شود، تا قبر او مایه بركت در زندگی‎شان باشد.

بالاخره رأی بر این شد كه جنازه یوسف را در رود نیل دفن كنند، زیرا آب رود كه از روی قبر رد می‎شد مورد استفاده همه قرار می‎گرفت و با این ترتیب همه مردم به فیض و بركت وجود پاك حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ می‎رسیدند.

حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ را در میان رود نیل دفن كردند تا زمانی كه حضرت موسی ـ علیه السلام ـ می‎خواست با بنی اسرائیل از مصر خارج شود.

در این هنگام جنازه را از قبر درآورده و به سوی فلسطین آورده و دفن كردند، تا به وصیت حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ عمل شده باشد.
جالب توجه این كه: مدتی ماه (بر اثر ابرهای متراكم) بر بنی اسرائیل طلوع نكرد (هرگاه می‎خواستند از مصر به طرف شام بروند احتیاج به نور ماه داشتند و گرنه راه را گم می‎كردند)

به حضرت موسی ـ علیه السلام ـ وحی شد كه استخوانهای یوسف را از قبر بیرون آورد (تا وصیت او انجام گیرد) در این صورت، ماه را بر شما طالع خواهم كرد.


موسی ـ علیه السلام ـ پرسید كه چه كسی از جایگاه قبر یوسف آگاه است؟ گفتند: پیرزنی آگاهی دارد. موسی ـ علیه السلام ـ دستور داد كه آن پیرزن را كه از پیری، فرتوت و نابینا شده بود، نزدش آوردند.

حضرت موسی ـ علیه السلام ـ به او فرمود: «آیا قبر یوسف را می‎شناسی؟» پیرزن عرض كرد: آری. حضرت موسی ـ علیه السلام ـ فرمود: ما را به آن اطّلاع بده.

او گفت: اطلاع نمی‎دهم مگر آن كه چهار حاجتم را بر آوری: اول: این كه پاهایم را درست كنی. دوم: اینكه از پیری برگردم و جوان شوم. سوم: آن كه چشمم را بینا كنی . چهارم: آن كه مرا با خود به بهشت ببری.

این مطلب بر موسی ـ علیه السلام ـ بزرگ و سنگین آمد. از طرف خدا به موسی ـ علیه السلام ـ وحی شد، حوائج او را برآور. حوائج پیر زن برآورده شد.

آن گاه او مكان قبر یوسف ـ علیه السلام ـ را نشان داد. موسی ـ علیه السلام ـ در میان رود نیل جنازه یوسف ـ علیه السلام ـ را كه در میان تابوتی از مرمر بود بیرون آورد و به سوی شام برد. آن گاه ماه طلوع كرد.

از این رو، اهل كتاب، ‌مرده‎های خود را به شام حمل كرده و در آن جا دفن می‎كنند.

جنازه یوسف ـ علیه السلام ـ را (بنابر مشهور) كنار قبر پدران خود دفن كردند.

اینك در شش فرسخی بیت المقدس، مكانی به نام قدس خلیل معروف است كه قبر یوسف ـ علیه السلام ـ در آن جا است.

حُسن عمل و نیكوكاری این نتایج را دارد كه خداوند پس از حدود چهار صد سال با این ترتیبی كه خاطر نشان شد، طوری حوادث را ردیف كرد، تا وصیت حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ به دست پیامبر بزرگ و اولوا العزمی چون حضرت موسی ـ علیه السلام ـ انجام شود، و به بركت معرّفی قبر یوسف ـ علیه السلام ـ به پیر زنی آن قدر لطف و عنایت گردد

آری، یوسف ـ علیه السلام ـ بر اثر پرهیزكاری و خدا ترسی، آن چنان مقام ارجمندی در پیشگاه خدا پیدا كرد كه در روایت آمده: هنگامی كه پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ در شب معراج، به آسمان سوم رسید، یوسف ـ علیه السلام ـ را در آن جا به گونه‎ای دید كه: «كانَ فَضْلُ حُسْنِهِ عَلی سایرِ الْخَلْقِ كَفَضْلِ الْقَمَرِ لَیلَهِ الْبَدْرِ عَلی سایرِ النُّجُومِ؛ زیبائیش نسبت به سایر مخلوقات، همانند زیبایی ماه در شب چهارده نسبت به ستارگان بود.»

در بعضی از روایات نقل شده كه پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ در سفری در بیابان به چادر نشینی برخورد، چادر نشین حضرت را شناخت، بسیار پذیرایی كرد. هنگام خداحافظی، رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ به او فرمود: هرگاه از ما چیزی بخواهی از خدا می‎خواهیم كه به تو عنایت كند؛

او در جواب گفت: از خدا بخواه شتری به من بدهد كه موقع حركت، اثاثیه خود را بر آن بگذارم و چند گوسفند به من عطا كند كه در این صحرا آنها را بچرانم، و از شیرشان استفاده كنم.

حضرت آنها را از خدا تقاضا نمود. خداوند هم تقاضای حضرت را برآورد. در این هنگام رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ به اصحاب خود رو كرد و فرمود: ای كاش این مرد نظر و همتش بلند بود و مثل عجوزه بنی اسرائیل، خیر دنیا و آخرت را از ما می‎خواست تا آن را از خدا می‎خواستم، و خدا به او می‎داد،

اصحاب تقاضای بیان قصه عجوزه بنی اسرائیل را نمودند. حضرت داستان عجوزه را به طور مشروح برای اصحاب شرح دادند. در این روایت است كه آن عجوزه سه حاجت خواست و برآورده شد: 1. جوان شود 2. همسر موسی گردد 3. در بهشت هم همسر موسی باشد

(به نقل از حیاه الحیوان دمیری).


فايل پيوست شده تصوير پيوست شده
   

خدای ساده لوحان را نماز و روزه بفریبد
و لیکن من برای خود خدای دیگری دارم

ریا و رشوه نفریبد اهورای مرا آری
خدای زیرک بی اعتنای دیگری دارم

بسی دیدم ظلمنا خوی مسکین ربنا گویان
من اما با اهورایم دعای دیگری دارم

زقانون عرب درمان مجو در یاب اشاراتم
نجات قوم خود را من شفای دیگری دارم .


اخوان ثالث
.
يافتن تمام ارسال‌هاي اين کاربر
نقل اين ارسال در يك پاسخ
05-31-2009, 01:54 PM
شماره : #186
RE: سریال تلویزیونی یوسف پیامبر
جدا این مطلب واقعیت داره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
يافتن تمام ارسال‌هاي اين کاربر
نقل اين ارسال در يك پاسخ
08-27-2009, 05:46 AM
شماره : #187
RE: سریال تلویزیونی یوسف پیامبر
خوب گفتم یه چند تا عکس هم از مصطفی زمانی و اهل و عیالهاش بذارم بعد از مدتها تجدید خاطره بشه .


[تصوير: 1jgeopt6tpgu4s8jq8_thumb.jpg]

[تصوير: tdf0uu98p0eqkzowku_thumb.jpg]

[تصوير: lrwfei0kbxi3e6zydkhl_thumb.jpg]

خدای ساده لوحان را نماز و روزه بفریبد
و لیکن من برای خود خدای دیگری دارم

ریا و رشوه نفریبد اهورای مرا آری
خدای زیرک بی اعتنای دیگری دارم

بسی دیدم ظلمنا خوی مسکین ربنا گویان
من اما با اهورایم دعای دیگری دارم

زقانون عرب درمان مجو در یاب اشاراتم
نجات قوم خود را من شفای دیگری دارم .


اخوان ثالث
.
يافتن تمام ارسال‌هاي اين کاربر
نقل اين ارسال در يك پاسخ
01-30-2010, 09:14 AM
شماره : #188
RE: سریال تلویزیونی یوسف پیامبر
دانشگاه الازهر : پخش سریال «یوزارسیف» را متوقف کنید!




اما از سوی دیگر «دکتر احمد راسم النفیس» متفکر شیعی مصر درباره این موضع الازهر اظهار نظر کرد و گفت:«سریال یوسف پیامبر در ایران تهیه شده است و تصمیم‏گیری درباره آن ربطی به الازهر ندارد.»

مجمع پژوهش‏های اسلامی دانشگاه الازهر مصر، با استناد به یکی از مصوبات پیشین مجمع فقهی این دانشگاه، خواستار توقف پخش سریال ایرانی «یوسف پیامبر» از شبکه‏های مصری و عربی شد.

تابناک نوشت: به گزارش خبرگزاری اهل‏بیت (ع) ـ ابنا ـ «رأفت عثمان» یک عضو مجمع پژوهش‏های اسلامی دانشگاه الازهر در قاهره پایتخت مصر، در توضیح دلیل این درخواست گفت: «این مجمع پیش از این تصمیمی مبنی بر منع تجسید و به تصویر کشیدن «انبیاء» و «اهل بیت پیامبر(ص)» تصویب کرده است. بنا بر این مصوبه، چون در این سریال، چهره حضرت یوسف(ع) نشان داده می‏شود خلاف مصوبه الازهر است.»

وی به عنوان نماینده این مجمع فقهی، بر پافشاری خود بر این تصمیم تأکید کرد و افزود:«نشان دادن چهره پیامبران و انبیاء در سینما، تئاتر و تلویزیون مردود است و باید پخش چنین سریال‏هایی متوقف شود.»

اما از سوی دیگر «دکتر احمد راسم النفیس» متفکر شیعی مصر درباره این موضع الازهر اظهار نظر کرد و گفت:«سریال یوسف پیامبر در ایران تهیه شده است و تصمیم‏گیری درباره آن ربطی به الازهر ندارد.»

این چهره مشهور شیعه در مصر اضافه کرد:«این سریال مستند به تصمیمات مجامع شرعی و مذهبی ایران ساخته شده است و لزومی ندارد که تهیه‏کنندگان آن ملتزم به فتاواى الازهر باشند.»

شایان ذکر است که سریال حضرت یوسف(ع) ساخته سیمافیلم، هم اکنون به زبان عربی دوبله شده و با نام «یوسف الصدیق» در تعدادی از شبکه‏های عربی و ماهواره‏ای در حال پخش بوده و ـ علیرغم برخی کاستی‏ها ـ با استقبال فراوان مخاطبان عرب‏زبان مواجه گردیده است.


گردآوری : گروه اینترنتی نیک صالحی

خدای ساده لوحان را نماز و روزه بفریبد
و لیکن من برای خود خدای دیگری دارم

ریا و رشوه نفریبد اهورای مرا آری
خدای زیرک بی اعتنای دیگری دارم

بسی دیدم ظلمنا خوی مسکین ربنا گویان
من اما با اهورایم دعای دیگری دارم

زقانون عرب درمان مجو در یاب اشاراتم
نجات قوم خود را من شفای دیگری دارم .


اخوان ثالث
.
يافتن تمام ارسال‌هاي اين کاربر
نقل اين ارسال در يك پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن: