<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[انجمن اختصاصی فیلم و سریال - آسیا فیلم - همه انجمن‌ها]]></title>
		<link>http://www.asiafilm.ir/forum/</link>
		<description><![CDATA[انجمن اختصاصی فیلم و سریال - آسیا فیلم - http://www.asiafilm.ir/forum]]></description>
		<pubDate>Tue, 09 Mar 2010 23:22:37 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[ملکه سئون دوک]]></title>
			<link>http://www.asiafilm.ir/forum/thread-454.html</link>
			<pubDate>Wed, 03 Mar 2010 12:13:37 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.asiafilm.ir/forum/thread-454.html</guid>
			<description><![CDATA[در این تاپیک هم درباره ی سریال فوق الاده زیبای ملکه سئون دوک بحث خواهیم کرد. البته من همه جای انجمن رو گشتم و دیدم همچین تاپیکی لازمه.<br />
سریالی که رکورد جومونگ رو شیکوند و به سرعت باد هم داره جلو میره,<br />
من سعی میکنم در این تاپیک عکس و موسیقی هاش و کلیپ هاش رو بزارم.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[در این تاپیک هم درباره ی سریال فوق الاده زیبای ملکه سئون دوک بحث خواهیم کرد. البته من همه جای انجمن رو گشتم و دیدم همچین تاپیکی لازمه.<br />
سریالی که رکورد جومونگ رو شیکوند و به سرعت باد هم داره جلو میره,<br />
من سعی میکنم در این تاپیک عکس و موسیقی هاش و کلیپ هاش رو بزارم.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[* خانواده ی آسیافیلم *]]></title>
			<link>http://www.asiafilm.ir/forum/thread-453.html</link>
			<pubDate>Sat, 20 Feb 2010 15:47:34 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.asiafilm.ir/forum/thread-453.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام دوستان.<br />
راستش من این تاپیک رو قبلا تو یه فروم دیگه ای زده بودم و اونجا ازش استقبال خوبی شد.اما برای زدنش در اینجا اول دودل بودم اما حالا گفتم بزنم تا ببینم چی میشه.<br />
خب خلاصه بگم ، اینجا جائیه که همگی میتونیم با هم صمیمی تر شیم.<br />
هممون فرض میکنیم که یه خانواده ی واقعی هستیم ، یعنی اینکه یکی میشه داداش هرکی خواست ، اون یکی میشه مامان هر کی خواست.یه جورایی فرض میکنیم اینجا یه مجتمع مسکونی به اسم " آسیافیلم" ِ و ماها هممون چندتا خانواده هستیم که تو واحد های مختلف زندگی میکنیم.میتونیم تصور کنیم و واسه خودمون ماجراهای خیالی بسازیم<img src="http://www.asiafilm.ir/forum/images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> و اینجوری قدرت داستان نویسی مونم بالا میره<img src="http://www.asiafilm.ir/forum/images/smilies/tongue.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Tongue" title="Tongue" />!<br />
البته کلشم شوخیه ها<img src="http://www.asiafilm.ir/forum/images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />!<br />
ولی خوش میگذره..!موافقین...؟!!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام دوستان.<br />
راستش من این تاپیک رو قبلا تو یه فروم دیگه ای زده بودم و اونجا ازش استقبال خوبی شد.اما برای زدنش در اینجا اول دودل بودم اما حالا گفتم بزنم تا ببینم چی میشه.<br />
خب خلاصه بگم ، اینجا جائیه که همگی میتونیم با هم صمیمی تر شیم.<br />
هممون فرض میکنیم که یه خانواده ی واقعی هستیم ، یعنی اینکه یکی میشه داداش هرکی خواست ، اون یکی میشه مامان هر کی خواست.یه جورایی فرض میکنیم اینجا یه مجتمع مسکونی به اسم " آسیافیلم" ِ و ماها هممون چندتا خانواده هستیم که تو واحد های مختلف زندگی میکنیم.میتونیم تصور کنیم و واسه خودمون ماجراهای خیالی بسازیم<img src="http://www.asiafilm.ir/forum/images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> و اینجوری قدرت داستان نویسی مونم بالا میره<img src="http://www.asiafilm.ir/forum/images/smilies/tongue.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Tongue" title="Tongue" />!<br />
البته کلشم شوخیه ها<img src="http://www.asiafilm.ir/forum/images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />!<br />
ولی خوش میگذره..!موافقین...؟!!]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[خنده بر هر دردی دواست]]></title>
			<link>http://www.asiafilm.ir/forum/thread-452.html</link>
			<pubDate>Thu, 18 Feb 2010 19:56:14 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.asiafilm.ir/forum/thread-452.html</guid>
			<description><![CDATA[یارو اصفهانیه بعداز 25 سال دوستش را توی خیابان میبینه میگه: آقا موسی تو خودتی؟ اون یکی میگه: آره، شما؟ جواب می ده من فلانی ام! آقا موسی میگه بعد از 25 سال تو از کجا شناختی منو؟ یارو میگه: قیافت که خیلی عوض شده ولی از رو  کت و شلوارت شناختمت!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[یارو اصفهانیه بعداز 25 سال دوستش را توی خیابان میبینه میگه: آقا موسی تو خودتی؟ اون یکی میگه: آره، شما؟ جواب می ده من فلانی ام! آقا موسی میگه بعد از 25 سال تو از کجا شناختی منو؟ یارو میگه: قیافت که خیلی عوض شده ولی از رو  کت و شلوارت شناختمت!]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[عکس های از بازیگر فیلم دل نوازان]]></title>
			<link>http://www.asiafilm.ir/forum/thread-451.html</link>
			<pubDate>Thu, 18 Feb 2010 19:16:28 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.asiafilm.ir/forum/thread-451.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">عکس هایی از فیلم دلنوازان </span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">عکس هایی از فیلم دلنوازان </span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[سریال تو کی هستی+عکس و بیوگرافی بازیگران]]></title>
			<link>http://www.asiafilm.ir/forum/thread-450.html</link>
			<pubDate>Sun, 14 Feb 2010 19:01:33 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.asiafilm.ir/forum/thread-450.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-size: medium;"><span style="color: #9400D3;">نام ها : 누구세요 / Who Are You? / Who Is It?<br />
نام فارسی : تو کی هستی<br />
كشور : کره<br />
سال : 2008<br />
ژانر: عاشقانه / کمدی<br />
اپیزود :  17 قسمت<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://multi-download.com/photos/who-are-you-2.jpg" border="0" alt="[تصوير: who-are-you-2.jpg&#93;" /></div>
داستان این سریال جذاب و کمدی حکایت پدر و دختری است که پدر در واقع در یک ساعت خاص در در جلد پسری که با او تصادف کرده می ره و اونچه که پدر دلش می خواد واسه دخترش انجام بده از طریق این پسر انجام می ده و ماجراهای خنده داری ایجاد می کنه.<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://multi-download.com/photos/who-are-you-3.jpg" border="0" alt="[تصوير: who-are-you-3.jpg&#93;" /></div>
<br />
داستان در مورد مرديه كه با پسر جواني تصادف مي كنه و كشته مي شه و از طرفي اون جوون هم به كما مي ره . از اینجا به بعد روح باباهه سرگردون همه جا میپلکه و مرگش مصادف بوده با فارغ التحصیلی دخترش همین موضوع باعث میشه تا از فرشته ی مرگش که یه اقای پیره بخواد تا بهش یه فرصت بده و اونو زنده کنه ولی اقاهه عوض اینکه اونو زنده کنه بهش میگه تو میتونی بری تو جلد این پسر پولداره که تو کماهه و البته تو یه ساعتهای خاصی و از این طریق تو جشن فارغ التحصیلی دخترت شرکت کنی<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://multi-download.com/photos/who-are-you-4.jpg" border="0" alt="[تصوير: who-are-you-4.jpg&#93;" /></div>
<br />
بعد وقتی اقاهه برای اولین بار میره تو جلد پسره میدونید چی میشه؟؟؟؟پسره عین باباهه برخورد میکنه دیگه از اون تمیزی قبل خبری نیست .. و فقط جسمشه که وجود داره باباهه اونو میکشونه به جشن با همون لباس بیمارستان و وقتی پسره به دختره میگه من باباتم و زار زار گریه میکنه دختره فکر میکنه پسره دیوونست ......<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://multi-download.com/photos/who-are-you-5.jpg" border="0" alt="[تصوير: who-are-you-5.jpg&#93;" /></div>
<br />
بازیگران سریال کره ای تو کی هستی<br />
Yoon Kye Sang as Cha Seung Hyo<br />
Go Ah Ra as Son Young In<br />
Jin Yi Han as Shim Jae Ha<br />
Kang Nam Gil as Son Il Gun</span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-size: medium;"><span style="color: #9400D3;">نام ها : 누구세요 / Who Are You? / Who Is It?<br />
نام فارسی : تو کی هستی<br />
كشور : کره<br />
سال : 2008<br />
ژانر: عاشقانه / کمدی<br />
اپیزود :  17 قسمت<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://multi-download.com/photos/who-are-you-2.jpg" border="0" alt="[تصوير: who-are-you-2.jpg]" /></div>
داستان این سریال جذاب و کمدی حکایت پدر و دختری است که پدر در واقع در یک ساعت خاص در در جلد پسری که با او تصادف کرده می ره و اونچه که پدر دلش می خواد واسه دخترش انجام بده از طریق این پسر انجام می ده و ماجراهای خنده داری ایجاد می کنه.<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://multi-download.com/photos/who-are-you-3.jpg" border="0" alt="[تصوير: who-are-you-3.jpg]" /></div>
<br />
داستان در مورد مرديه كه با پسر جواني تصادف مي كنه و كشته مي شه و از طرفي اون جوون هم به كما مي ره . از اینجا به بعد روح باباهه سرگردون همه جا میپلکه و مرگش مصادف بوده با فارغ التحصیلی دخترش همین موضوع باعث میشه تا از فرشته ی مرگش که یه اقای پیره بخواد تا بهش یه فرصت بده و اونو زنده کنه ولی اقاهه عوض اینکه اونو زنده کنه بهش میگه تو میتونی بری تو جلد این پسر پولداره که تو کماهه و البته تو یه ساعتهای خاصی و از این طریق تو جشن فارغ التحصیلی دخترت شرکت کنی<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://multi-download.com/photos/who-are-you-4.jpg" border="0" alt="[تصوير: who-are-you-4.jpg]" /></div>
<br />
بعد وقتی اقاهه برای اولین بار میره تو جلد پسره میدونید چی میشه؟؟؟؟پسره عین باباهه برخورد میکنه دیگه از اون تمیزی قبل خبری نیست .. و فقط جسمشه که وجود داره باباهه اونو میکشونه به جشن با همون لباس بیمارستان و وقتی پسره به دختره میگه من باباتم و زار زار گریه میکنه دختره فکر میکنه پسره دیوونست ......<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://multi-download.com/photos/who-are-you-5.jpg" border="0" alt="[تصوير: who-are-you-5.jpg]" /></div>
<br />
بازیگران سریال کره ای تو کی هستی<br />
Yoon Kye Sang as Cha Seung Hyo<br />
Go Ah Ra as Son Young In<br />
Jin Yi Han as Shim Jae Ha<br />
Kang Nam Gil as Son Il Gun</span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[اولین ساکنان ایران]]></title>
			<link>http://www.asiafilm.ir/forum/thread-449.html</link>
			<pubDate>Thu, 11 Feb 2010 22:16:56 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.asiafilm.ir/forum/thread-449.html</guid>
			<description><![CDATA[شاید تا به حال با خوتون فکر کرده باشید که اولین ساکنین این کشور کهن چه کسانی بوده اند...افرادی که در این مکان هایی که ذکر میکنم اولین ساکنین فلات ایران بوده اند یا بهتر است بگویم ساکنین بومی فلات ایران هستن]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[شاید تا به حال با خوتون فکر کرده باشید که اولین ساکنین این کشور کهن چه کسانی بوده اند...افرادی که در این مکان هایی که ذکر میکنم اولین ساکنین فلات ایران بوده اند یا بهتر است بگویم ساکنین بومی فلات ایران هستن]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[ترجمه ی کتیبه های هخامنشی]]></title>
			<link>http://www.asiafilm.ir/forum/thread-448.html</link>
			<pubDate>Thu, 11 Feb 2010 22:13:01 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.asiafilm.ir/forum/thread-448.html</guid>
			<description><![CDATA[کتیبه ی مقبره کورش بزرگ:<br />
<br />
این کتیبه امروز موجود نیست ولی اسکندر مقدونی معتقد بود که وقتی به مقبره ی کورش هخامنشی وارد شد این کتیبه را مشاهده کرده است.....<br />
<br />
متن این کتیبه به شرح زیر است:<br />
ای رهگذر!من کورش هستم.من امپراتوری جهانیان را به ایرانیان دادم..من بر آسیا فرمان راندم.بر این مشتی خاک که این چنین مرا در برگرفته رشک مبر.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[کتیبه ی مقبره کورش بزرگ:<br />
<br />
این کتیبه امروز موجود نیست ولی اسکندر مقدونی معتقد بود که وقتی به مقبره ی کورش هخامنشی وارد شد این کتیبه را مشاهده کرده است.....<br />
<br />
متن این کتیبه به شرح زیر است:<br />
ای رهگذر!من کورش هستم.من امپراتوری جهانیان را به ایرانیان دادم..من بر آسیا فرمان راندم.بر این مشتی خاک که این چنین مرا در برگرفته رشک مبر.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[سلسله ی پهلوی]]></title>
			<link>http://www.asiafilm.ir/forum/thread-447.html</link>
			<pubDate>Thu, 11 Feb 2010 22:02:42 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.asiafilm.ir/forum/thread-447.html</guid>
			<description><![CDATA[رضا شاه کبیر در ۲۴ حوت ۱۲۵۶ (ربیع‌الاول ۱۲۹۵ هجری قمری) در روستای آلاشت از توابع سوادکوه مازندران زاده شد. پدرش عباسعلی، سرهنگ فوج سوادکوه، و مادرش زهرا (نوش‌آفرین) که از مهاجرین قفقاز بود. پدربزرگ رضاشاه، مرادعلی خان نام داشت که افسر ارتش بود که در محاصره هرات در سال ١٢٢٧ کشته شده بود . <br />
مراد علی خان هفت پسر داشت. پسر اول او چراغعلی خان بود که درتهران زندگی می کرد و دارای مقامی در قشون بود. پسر دوم او نصرت الله خان نام داشت که یاور فوج ِ سوادکوه بود و رضاشاه چندی در زیر دست او خدمت کرده بود . عباسعلی خان پدر رضا شاه فرزتد هفتم مراد علی خان بود .<br />
<br />
عباسعلی خان مشهور به داداش بیک در سال ١١٩٣ خورشیدی در آلاشت متولد شده و در نوجوانی حرفه سپاهیگری را چون نیاکان خود پیشه کرده بود . عباسعلی خان در فوج سوادکوه به حرفه سپاهیگری اشتغال داشت . وی با درجه نایبی در سال ١٢٣٥ در جنگ سوم افغان شرکت کرد. <br />
<br />
رضا شاه کبیر از ازدواج دوم عباسعلی خان با نوش آفرین پا به عرصه وجود گذاشت لیکن عمرش چنان دراز نبود که شاهد برآمدن سرداری باشد که به ایران هدیه کرده بود . وی شش ماه پس از تولد رضا شاه رخت به سرای باقی کشید .<br />
<br />
رضا شاه به تشویق دایی خود ابوالقاسم بیگ در سال ١٢٧٧خورشیدی همراه دائی خود مامور فوج سوادکوه شد لیکن به دلیل ناسازگاری با نصرالله خان یاور فوج سوادکوه از آن واحد استعفا داد و با پیوستن به کاظم آقا در فوج قزاق تا کودتای سوم اسفند ١٢٩٩در آن واحد خدمت کرد .<br />
رضا شاه در فوج قزاق به علت دلیری و رشادت به سرعت ترقی کرد . وی در این واحد در نبردهای فراوانی ازجمله سرکوب سالار الدوله در سال ١٢٩٠ به فرماندهی فرمانفرما شرکت داشت .<br />
رضا شاه که از هرج و مرج و زبونی حکومت احمد شاه و نابسامانی ایرانیان به ستوه آمده بود در روز سوم حوت ۱۲۹۹ با قوای قزاق تحت فرماندهی خود و به همراه سیدضیاءالدین طبا طبائی –مدیر روزنامه رعد - وارد تهران شد و ادارات دولتی و مراکز نظامی را تصرف کرد. در این حرکت نزدیک به صد تن از درباریان و روحانیون بازداشت و زندانی شدند. احمدشاه و محمدحسن میرزا (ولیعهد) به کاخ فرح‌آباد ‌گریختند و فتح‌الله خان سپهدار رشتی (نخست‌وزیر) به سفارت انگلیس پناهنده شد. <br />
سر انجام احمد شاه قاجار ناچار شد رضاشاه را به فرماندهی دیویزیون قزاق و وزارت جنگ و سیدضیاءالدین طباطبایی را به نخست‌وزیری منصوب کند. کابینه سید ضیاء (معروف به کابینه صدروزه) بزودی ساقط شد و سردار سپه از احمدشاه فرمان نخست وزیری گرفت . پس از خروج احمد شاه از کشور رضا شاه برقراری یک رژیم جمهوری را در کشور در سر داشت لیکن زیر فشار روحانیون و مجلس شورای ملی و مردم از این نیت منصرف شد . مجلس شورای ملی در سال ١٣٠٤ به پاس خدماتی که رضا شاه برای استقرار امنیت و تحکیم قدرت حکومت مرکزی انجام داده بود مقام فرماندهی کل قوا را در کنار مقام نخست وزیری به وی اعطا کرد.<br />
 <br />
پس از خروج احمد شاه قاجار از کشور ، نمایندگان مجلس پنجم‌ شورای‌ ملی‌ در روز ۹ آبان ۱۳۰۴ خورشیدی ماده واحده‌ای را تصویب کردند که به موجب آن احمد شاه از سلطنت خلع شد و حکومت‌ موقت‌ به " شخص آقای ‌رضاخان پهلوی"‌ سپرده شد و "تعیین تکلیف حکومت قطعی" به مجلس مؤسسان واگذار شد. سپس با تشکیل مجلس‌ موسسان، در ۲۱ آذر ۱۳۰۴، سلطنت ایران‌ به‌ "اعلیحضرت‌ رضا پهلوی" واگذار شد. در بیست و چهارم آذرماه سال ۱۳۰۴ خورشیدی، رضاشاه پهلوی در مجلس شورای ملی حاضر شد و با ادای سوگند به قرآن رسماً به عنوان سردودمان پهلوی وظایف سلطنت را به عهده گرفت. مراسم تاج‌گذاری رضاشاه در ۴ اردیبهشت ۱۳۰۵ انجام شد.<br />
هنگامی که رضا شاه پهلوی بر مسند سلطنت نشست، جهان در میانه دو جنگ جهانی نفسی می‌کشید. رضاشاه پهلوی، برنامه گسترده‌ای را برای سامان اداری و اقتصادی کشور به دست گرفت. ایران فاقد نظام اداری، ارتش منسجم، راه، نظام بانکی و اقتصادی مدرن بود و شیوه ملوک الطوایفی جایی برای قدرت مرکزی نگذاشته بود.<br />
<br />
از منظر  بین‌المللی نیز شرایط، چندان آرام نبود. ایران در محاصره نیروهای بزرگ، روسیه در شمال و انگلیس در جنوب بود. انگلیس می‌کوشید از ایران به عنوان راهی برای سلطه‌جویی‌ خود در هند و خاور دور بهره بگیرد.در روز سوم شهریور ۱۳۲۰ نیروهای شوروی از شمال و نیروهای بریتانیا از جنوب به بهانه حضور اتباع آلمانی در ایران به ایران حمله کرده و به سمت تهران آمدند.  <br />
رضا شاه که تاب مشاهده اشغال ایران را نداشت برای آرام کردن اوضاع ناچار به استعفا شد و سر انجام با مساعی شادروان محمد علی فروغی و به رغم مخالفت انگلیس سر انجام متفقین با جانشینی او بوسیله فرزندش محمد رضا شاه موافقت کرده و او به سلطنت رسید .<br />
دولت انگلستان که از اقدامات ضد استعماری رضا شاه کبیر ناخشنود بود وی را تحت نظر از بندرعباس با کشتی خارج کرد و آن سردار بزرگ با دلی پر خون و در حالی که چنگی از خاک ایران را با خود داشت آن بندر را به مقصد جزیره موریس که انگلیسها برای تبعید او در نظر گرفته بودند ترک کرد . رضا شاه کبیر که به علت آب و هوای نامساعد آن جزیره بیمار شده بود پس از مکاتبات و گفتگوهای طولانی با مامورین انگلیسی سرانجام موفق شد که از آن جزیره بد آب و هوا به شهر ژوهانسبورگ در افریقای جنوبی منتقل شده و تحت نظر قرار گیرد . رضا شاه کبیر همچو فرزندش دور از وطن در روز<br />
۴ مرداد ۱۳۲۳ در ژوهانسبورگ درگذشت. پیکر رضا شاه کبیر سپس به مصر منتقل و پس از تشییع با تشریفات رسمی در در آن‌جا به امانت گذارده شد . در اردیبهشت ماه سال ۱۳۲۹ پیکر مومیائی شده سردار به خاک میهن بازگردانده شد و پس از انتقال به حضرت عبدالعظیم در آرامگاهی که ویژه او بنا شده بود به خاک سپرده شد . <br />
 <br />
<br />
خدمات رضا شاه کبیر<br />
<br />
<br />
رضا شاه پهلوی طی شانزده سال سلطنت درگیر تکوین دولت مدرن در ایران بود. در این هنگامه‌ بود که آلمان به رهبری آدولف هیتلر جنگ جهانی دوم را آغاز کرد. خدمات رضا شاه کبیر به ایران و ایرانیان را نمی توان به طور کامل در اینجا درج کرد ، تنها اشاره کوچکی به خدمات آن بزرگمرد کافی است تا همه پی ببرند که ایران امروز بدون رضا شاه هیچ بود .<br />
•	سرکوب غائله جنگل و خراسان و تحکیم قدرت حکومت مرکزی در آذر بایجان و مازندران <br />
•	سرکوب یاغیان در سراسر اسران از جمله کاشان و لرستان <br />
•	تشکیل ارتش نوین ایران ، متحدالشکل شدن جامه لشگرین و تصویب قانون نظام وظیفه در سال ١٣٠٣ <br />
<br />
•	برچیدن حکومت دست نشانده شیخ خزعل در خوزستان و بازگرداندن این خطه به دامن میهن <br />
•	احداث راه آهن سراسری با کمترین امکانات مالی و فنی <br />
•	بنیانگزاری دادگستری به جای محاکم شرع ، الغای کاپیتولاسیون و سپردن محاکم به قضات حقوقدان ایرانی <br />
•	تأسیس بانک ملی ایران و کوتاه کردن دست بانکهای انگلیس از دارائیهای دولت <br />
•	بنیانگزاری نیروی دریائی <br />
•	بنیانگزاری نیروی هوائی با خرید چند هواپیمای یونکرس از آلمان <br />
•	الغای امتیاز نشر اسکناس توسط بانکهای خارجی و اختصاص آن به بانک ملی <br />
•	تاسیس موزه جواهرات ملی ایران <br />
•	تدوین تعرفه گمرکی و واریز در آمدهای آن به حساب دولت <br />
•	الغای امتیازنفتی دارسی و عقد قرارداد جدید بر اساس منافع ایران با با شرکت نفت ایران و انگلیس <br />
•	کارگذاردن نخستین سنگ بنای دانشگاه تهران در سال ١٣١٢ و راه اندازی آن یکسال پس از این تاریخ <br />
•	تأسیس بانک کشاورزی <br />
•	تدوین و اجرای قانون معروف به کشف حجاب و تغییر البسه مردان <br />
•	تاسیس و راه اندازی کارخانجات دخانیات ایران <br />
•	تأسیس بانک رهنی برای گسترش خانه سازی در کشور <br />
•	اعزام اولین دسته از دانشجویان ایرانی برای آموختن فنون جدید به اروپا <br />
•	ساختن راه ارتباطی با شمال ایران و بنای تاسیساتی چون پل ورسک و تونل کندوان در دل کوهها]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[رضا شاه کبیر در ۲۴ حوت ۱۲۵۶ (ربیع‌الاول ۱۲۹۵ هجری قمری) در روستای آلاشت از توابع سوادکوه مازندران زاده شد. پدرش عباسعلی، سرهنگ فوج سوادکوه، و مادرش زهرا (نوش‌آفرین) که از مهاجرین قفقاز بود. پدربزرگ رضاشاه، مرادعلی خان نام داشت که افسر ارتش بود که در محاصره هرات در سال ١٢٢٧ کشته شده بود . <br />
مراد علی خان هفت پسر داشت. پسر اول او چراغعلی خان بود که درتهران زندگی می کرد و دارای مقامی در قشون بود. پسر دوم او نصرت الله خان نام داشت که یاور فوج ِ سوادکوه بود و رضاشاه چندی در زیر دست او خدمت کرده بود . عباسعلی خان پدر رضا شاه فرزتد هفتم مراد علی خان بود .<br />
<br />
عباسعلی خان مشهور به داداش بیک در سال ١١٩٣ خورشیدی در آلاشت متولد شده و در نوجوانی حرفه سپاهیگری را چون نیاکان خود پیشه کرده بود . عباسعلی خان در فوج سوادکوه به حرفه سپاهیگری اشتغال داشت . وی با درجه نایبی در سال ١٢٣٥ در جنگ سوم افغان شرکت کرد. <br />
<br />
رضا شاه کبیر از ازدواج دوم عباسعلی خان با نوش آفرین پا به عرصه وجود گذاشت لیکن عمرش چنان دراز نبود که شاهد برآمدن سرداری باشد که به ایران هدیه کرده بود . وی شش ماه پس از تولد رضا شاه رخت به سرای باقی کشید .<br />
<br />
رضا شاه به تشویق دایی خود ابوالقاسم بیگ در سال ١٢٧٧خورشیدی همراه دائی خود مامور فوج سوادکوه شد لیکن به دلیل ناسازگاری با نصرالله خان یاور فوج سوادکوه از آن واحد استعفا داد و با پیوستن به کاظم آقا در فوج قزاق تا کودتای سوم اسفند ١٢٩٩در آن واحد خدمت کرد .<br />
رضا شاه در فوج قزاق به علت دلیری و رشادت به سرعت ترقی کرد . وی در این واحد در نبردهای فراوانی ازجمله سرکوب سالار الدوله در سال ١٢٩٠ به فرماندهی فرمانفرما شرکت داشت .<br />
رضا شاه که از هرج و مرج و زبونی حکومت احمد شاه و نابسامانی ایرانیان به ستوه آمده بود در روز سوم حوت ۱۲۹۹ با قوای قزاق تحت فرماندهی خود و به همراه سیدضیاءالدین طبا طبائی –مدیر روزنامه رعد - وارد تهران شد و ادارات دولتی و مراکز نظامی را تصرف کرد. در این حرکت نزدیک به صد تن از درباریان و روحانیون بازداشت و زندانی شدند. احمدشاه و محمدحسن میرزا (ولیعهد) به کاخ فرح‌آباد ‌گریختند و فتح‌الله خان سپهدار رشتی (نخست‌وزیر) به سفارت انگلیس پناهنده شد. <br />
سر انجام احمد شاه قاجار ناچار شد رضاشاه را به فرماندهی دیویزیون قزاق و وزارت جنگ و سیدضیاءالدین طباطبایی را به نخست‌وزیری منصوب کند. کابینه سید ضیاء (معروف به کابینه صدروزه) بزودی ساقط شد و سردار سپه از احمدشاه فرمان نخست وزیری گرفت . پس از خروج احمد شاه از کشور رضا شاه برقراری یک رژیم جمهوری را در کشور در سر داشت لیکن زیر فشار روحانیون و مجلس شورای ملی و مردم از این نیت منصرف شد . مجلس شورای ملی در سال ١٣٠٤ به پاس خدماتی که رضا شاه برای استقرار امنیت و تحکیم قدرت حکومت مرکزی انجام داده بود مقام فرماندهی کل قوا را در کنار مقام نخست وزیری به وی اعطا کرد.<br />
 <br />
پس از خروج احمد شاه قاجار از کشور ، نمایندگان مجلس پنجم‌ شورای‌ ملی‌ در روز ۹ آبان ۱۳۰۴ خورشیدی ماده واحده‌ای را تصویب کردند که به موجب آن احمد شاه از سلطنت خلع شد و حکومت‌ موقت‌ به " شخص آقای ‌رضاخان پهلوی"‌ سپرده شد و "تعیین تکلیف حکومت قطعی" به مجلس مؤسسان واگذار شد. سپس با تشکیل مجلس‌ موسسان، در ۲۱ آذر ۱۳۰۴، سلطنت ایران‌ به‌ "اعلیحضرت‌ رضا پهلوی" واگذار شد. در بیست و چهارم آذرماه سال ۱۳۰۴ خورشیدی، رضاشاه پهلوی در مجلس شورای ملی حاضر شد و با ادای سوگند به قرآن رسماً به عنوان سردودمان پهلوی وظایف سلطنت را به عهده گرفت. مراسم تاج‌گذاری رضاشاه در ۴ اردیبهشت ۱۳۰۵ انجام شد.<br />
هنگامی که رضا شاه پهلوی بر مسند سلطنت نشست، جهان در میانه دو جنگ جهانی نفسی می‌کشید. رضاشاه پهلوی، برنامه گسترده‌ای را برای سامان اداری و اقتصادی کشور به دست گرفت. ایران فاقد نظام اداری، ارتش منسجم، راه، نظام بانکی و اقتصادی مدرن بود و شیوه ملوک الطوایفی جایی برای قدرت مرکزی نگذاشته بود.<br />
<br />
از منظر  بین‌المللی نیز شرایط، چندان آرام نبود. ایران در محاصره نیروهای بزرگ، روسیه در شمال و انگلیس در جنوب بود. انگلیس می‌کوشید از ایران به عنوان راهی برای سلطه‌جویی‌ خود در هند و خاور دور بهره بگیرد.در روز سوم شهریور ۱۳۲۰ نیروهای شوروی از شمال و نیروهای بریتانیا از جنوب به بهانه حضور اتباع آلمانی در ایران به ایران حمله کرده و به سمت تهران آمدند.  <br />
رضا شاه که تاب مشاهده اشغال ایران را نداشت برای آرام کردن اوضاع ناچار به استعفا شد و سر انجام با مساعی شادروان محمد علی فروغی و به رغم مخالفت انگلیس سر انجام متفقین با جانشینی او بوسیله فرزندش محمد رضا شاه موافقت کرده و او به سلطنت رسید .<br />
دولت انگلستان که از اقدامات ضد استعماری رضا شاه کبیر ناخشنود بود وی را تحت نظر از بندرعباس با کشتی خارج کرد و آن سردار بزرگ با دلی پر خون و در حالی که چنگی از خاک ایران را با خود داشت آن بندر را به مقصد جزیره موریس که انگلیسها برای تبعید او در نظر گرفته بودند ترک کرد . رضا شاه کبیر که به علت آب و هوای نامساعد آن جزیره بیمار شده بود پس از مکاتبات و گفتگوهای طولانی با مامورین انگلیسی سرانجام موفق شد که از آن جزیره بد آب و هوا به شهر ژوهانسبورگ در افریقای جنوبی منتقل شده و تحت نظر قرار گیرد . رضا شاه کبیر همچو فرزندش دور از وطن در روز<br />
۴ مرداد ۱۳۲۳ در ژوهانسبورگ درگذشت. پیکر رضا شاه کبیر سپس به مصر منتقل و پس از تشییع با تشریفات رسمی در در آن‌جا به امانت گذارده شد . در اردیبهشت ماه سال ۱۳۲۹ پیکر مومیائی شده سردار به خاک میهن بازگردانده شد و پس از انتقال به حضرت عبدالعظیم در آرامگاهی که ویژه او بنا شده بود به خاک سپرده شد . <br />
 <br />
<br />
خدمات رضا شاه کبیر<br />
<br />
<br />
رضا شاه پهلوی طی شانزده سال سلطنت درگیر تکوین دولت مدرن در ایران بود. در این هنگامه‌ بود که آلمان به رهبری آدولف هیتلر جنگ جهانی دوم را آغاز کرد. خدمات رضا شاه کبیر به ایران و ایرانیان را نمی توان به طور کامل در اینجا درج کرد ، تنها اشاره کوچکی به خدمات آن بزرگمرد کافی است تا همه پی ببرند که ایران امروز بدون رضا شاه هیچ بود .<br />
•	سرکوب غائله جنگل و خراسان و تحکیم قدرت حکومت مرکزی در آذر بایجان و مازندران <br />
•	سرکوب یاغیان در سراسر اسران از جمله کاشان و لرستان <br />
•	تشکیل ارتش نوین ایران ، متحدالشکل شدن جامه لشگرین و تصویب قانون نظام وظیفه در سال ١٣٠٣ <br />
<br />
•	برچیدن حکومت دست نشانده شیخ خزعل در خوزستان و بازگرداندن این خطه به دامن میهن <br />
•	احداث راه آهن سراسری با کمترین امکانات مالی و فنی <br />
•	بنیانگزاری دادگستری به جای محاکم شرع ، الغای کاپیتولاسیون و سپردن محاکم به قضات حقوقدان ایرانی <br />
•	تأسیس بانک ملی ایران و کوتاه کردن دست بانکهای انگلیس از دارائیهای دولت <br />
•	بنیانگزاری نیروی دریائی <br />
•	بنیانگزاری نیروی هوائی با خرید چند هواپیمای یونکرس از آلمان <br />
•	الغای امتیاز نشر اسکناس توسط بانکهای خارجی و اختصاص آن به بانک ملی <br />
•	تاسیس موزه جواهرات ملی ایران <br />
•	تدوین تعرفه گمرکی و واریز در آمدهای آن به حساب دولت <br />
•	الغای امتیازنفتی دارسی و عقد قرارداد جدید بر اساس منافع ایران با با شرکت نفت ایران و انگلیس <br />
•	کارگذاردن نخستین سنگ بنای دانشگاه تهران در سال ١٣١٢ و راه اندازی آن یکسال پس از این تاریخ <br />
•	تأسیس بانک کشاورزی <br />
•	تدوین و اجرای قانون معروف به کشف حجاب و تغییر البسه مردان <br />
•	تاسیس و راه اندازی کارخانجات دخانیات ایران <br />
•	تأسیس بانک رهنی برای گسترش خانه سازی در کشور <br />
•	اعزام اولین دسته از دانشجویان ایرانی برای آموختن فنون جدید به اروپا <br />
•	ساختن راه ارتباطی با شمال ایران و بنای تاسیساتی چون پل ورسک و تونل کندوان در دل کوهها]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[بی رحم ترین پادشاه ایران بعد از اسلام]]></title>
			<link>http://www.asiafilm.ir/forum/thread-446.html</link>
			<pubDate>Thu, 11 Feb 2010 21:58:50 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.asiafilm.ir/forum/thread-446.html</guid>
			<description><![CDATA[آغا محمد خان قاجار بنیانگذار دودمان قاجاریه در ایران است. زاده: ۲۷ محرم ۱۱۵۵ هجری قمری برابر با ۲۷ خرداد ماه ۱۱۲۱ خورشیدی و ۱۷ ژوئن ۱۷۴۲ میلادی در دشت اشرفی در میانه راه ساری به گرگان؛<br />
تاجگذاری: ۱۵ ربیع الثانی ۱۱۹۵ هجری قمری برابر با ۱ فروردین ماه ۱۱۶۱ خورشیدی و ۲۱ مارس ۱۷۸۲ میلادی در ساری؛<br />
مرگ: ۲۱ ذی الحجه ۱۲۱۱ هجری قمری برابر ۲۷ اردیبهشت ماه ۱۱۷۷ خورشیدی و ۱۷ می‌۱۷۹۸ میلادی در شوشا؛<br />
<br />
<br />
آقامحمد خان فرزند محمد حسن خان قاجار و او نیز فرزند فتحعلی خان فرزند شاهقلی خان فرزند جهانسوزخان بود. مازندران و بارفروش (بابل امروزی) مرکز حکمرانی محمدحسن خان بود و فتحعلی خان حاکم گرگان و در استرآباد حکومت می‌کرد. اینان شیعه مذهب بودند. نادرقلی خان پس از کشتن فتح علی خان رقیب سرسخت خویش در خواجه ربیع طوس و با سعی و تلاش خویش به مقام شاهنشاهی رسید.<br />
نوشتار اصلی: دودمان قاجار<br />
<br />
قدرت یافتن دودمان قاجار به عهد صفوی و شاه عباس کبیر برمی‌گردد؛ ابتدا در شمال رود ارس ساکن بودند و در آن زمان بدلیل کمک‌های بزرگی که به دربار صفوی می‌نمودند، قدرت بیشتری یافتند و سپس دسته‌ای از آنان در غرب استرآباد و در دشت گرگان سکنی گزیدند. نادر شاه افشار در زمان حکومتش برای جلوگیری از به قدرت رسیدن محمد حسن خان که در هنگام قتل پدر ۱۲ سال بیش نداشت یوخاری‌باش‌ها که ساکنین بالادست رود گرگان بودند را به حکمرانی منسوب کرد تا بدین ترتیب با ایجاد شکاف و اختلاف میان طوایف قاجار نگران ناآرامی‌های داخلی نگردد و اشاقه‌باش‌ها زیر نظر حکومت ایشان گردند.<br />
[ویرایش&#93; آقامحمد در آغاز نوجوانی<br />
<br />
زمانی که نادر و فرزندانش به قتل رسیدند، شاهرخ علی رغم میل باطنی اش برای به دست گرفتن قدرت تلاش می‌کرد. شاهرخ طرح دوستی با محمدحسن خان بست. با همکاری حاکم طبس ابراهیم خان را برکنار شدو شاهرخ به سلطنت رسید هرچند اندکی پس از ان شاهرخ شاه به دست دشمنانش نابینا گشت .آقا محمد خان در سن هفت سالگی بدلیل اینکه جسارت و زبان درازی در برابر عادلشاه(به روایت دیگر در 14 سالگی به دختری تجاوز کرده بود)، که از بستگان نادر شاه بود (بروايتی برادرزاده نادر شاه بود) بدستور وی مقطوع النسل گرديد.<br />
[ویرایش&#93; کریم خان و قاجار<br />
<br />
چندی بعد محمد حسن خان سپاهی مجهز و بانظم ترتیب داد و به جنگ با کریم خان زند پرداخت. در جنگهای اولیه پیروزی با قجری‌ها گشت. اما در اثر اختلافات داخلی میان آنان محمدحسن خان شکست خورد و در حال عقب نشینی توسط برخی سرداران خود کشته شد. پس از آن خواهرانش را به شیراز فرستادند و یکی از آنان به عقد کریم خان درآمد.<br />
[ویرایش&#93; پسران محمد حسنخان اسیر می‌شوند<br />
<br />
آقا محمد خان با همیاری حسینقلی خان پس از درگذشت پدرشان دست به جنگ‌های پارتیزانی زدند ولی این‌ها برای کریمخان چندان ویژه نبود تا آن که خراج آن سال استرآباد بدستور آقامحمدخان مورد سرقت واقع گشت. همین امر سبب جنگ میان فرستادگان کریمخان زند و او شد که در نهایت دستگیر گشت و به تهران بردند و کریم خان همینکه فهمید او دیگر خواجه است و بر اساس فرهنگ آن زمان هیچ کس برای یک خواجه ارزشی قایل تمی باشد امر کرد تا به تحصیل ذخیره آخرت بپردازد و از جاه طلبی دست بردارد.<br />
<br />
پس از آن به شیراز منتقل شد و در اسارت به سر می‌برد. هرچند که به گفته بسیاری از مورخین (از جمله عضدالدوله برادرزاده آقامحمدخان)کریمخان با وی با احترام و محبت رفتار می‌کرد و او را پیران ویسه خطاب مینمود و در کارها با وی مشورت می‌کرد.<br />
<br />
در همین زمان برادرآقامحمد خان حسینقلی خان جهانسوز در شمال ایران دست به یاغی گری زد. آقامحمدخان که میدانست از سوی کریمخان مواخذه خواهد شد از بیم جان خویش در حرم حضرت شاهچراغخود رادخیل بست نشست ولی کریم خان بوساطت اطرافیان خود او را مورد عفو قرار داد.<br />
تصویر:عمارت تابستانی آقا محمد خان قاجار در ساری.JPG<br />
سردر عمارت و باغ تابستانی آقا محمدخان قاجار در ساری؛ در دوره قاجار کاخ‌های بسیاری در ایران احداث گردید و این در حالی بود که اکثر مردم ایران حتی نانی برای خوردن نداشتند.<br />
[ویرایش&#93; بنیان نهادن حکومت قاجاریه<br />
<br />
آقا محمد خان در ۱۳ صفر سال ۱۱۹۳ هجری قمری (روز درگذشت کریم خان)، هنگامی که در باغ‌های اطراف شیراز به شکار مشغول بود، همینکه عمه‌اش او را از مرگ شاه زند آگاه ساخت، فرار کرد و به شتاب خود را به تهران رسانید و در ورامین مدعی سلطنت بر ایران گشت. سپس به ساری و استرآباد رفت و با کمک سران اشاقه‌باش، براندازی زندیه و رسیدن به قدرت را طراحی نمود و ولایات گرگان و مازندران و گیلان را تحت حکمرانی خویش قرار داد. وی در این زمان برای مطیع کردن برادران خود به جنگ با آنان پرداخت و حتی یکبار تا پای مرگ رفت ولی سرانجام در بندپی نجات یافت و به ساری آمد و تاج سلطنتی را که توسط زرگران ساری ساخته گشت را بر سر نهاد و پایتخت خود را ساری نهاد و جشن نوروز را به دستور وی با تشریفات برگذار نمودند. پس از تسخیر شمال ایران بر آذربایجان و کرمانشاهان نیز دست یافت. سپاه قاجار در کرمانشاه از تجاوز به ناموس مردم نیز خودداری نکردند. در آذربایجان نیز به قول نویسنده کتاب مآثر سلطانیه (عبدالرزاق دنبلی) شهر سراب را به یک حمله در آتش سوزانید. این در حالی بود که ابوالفتح خان پسر کریم خان مایل به حکومت نبود و سرانجام عمویش بر مدعیان چیره گشت ولی عمر حکمرانی زکی خان زند نیز کوتاه بود و حکومت زندیه در جنگ و ستیز میان شاهزادگان زند قرار گرفت ولی سرانجام لطف علی خان زند با همیاری حاج ایراهیم خان کلانتر شیرازی بر تخت سلطنت نشست. آقا محمد خان که هیچگاه خاطرات تلخی را که از کریم خان بهمراه داشت، از یاد نمی‌برد، از آن زمان به مدت ۱۵ سال با لطفعلی خان زند - که جوان بود و شجاع اما بی‌تجربه - به جنگ و تعقیب و گریز پرداخت. مهم‌ترین این نبردها، جنگ باباخان برادرزاده آقا محمدخان در سمیرم و محاصره شیراز و پس از آن محاصره طولانی کرمان در سال ۱۲۰۸ هجری قمری است در این جنگها لطفعلی خان مقاومت زیادی از خود نشان داد اما وزیر وی حاج ابراهیم خان کلانتر بوی خیانت نمود و باعث پیروزی آقامحمدخان شد..<br />
[ویرایش&#93; فاجعه تاریخی کرمان<br />
<br />
در اواخر تابستان همان سال قشون آقا محمد خان به کرمان نزدیک گشت. همه مردم کرمان بر آن عقیده بودند که قشون شاه قاجار در سرمای زمستان کرمان دوام نخواهد آورد و سرانجام مجبور به ترک آن دیار خواهند شد و برای همین هر شب بر بالای ابروج کرمان مردم شعر می‌خواندند و فحش‌های رکیکی نسبت به شاه قجر خطاب می‌دادند و او را مورد تمسخر قرار می‌دادند این فحش‌ها خان قاجار را خشمگین تر کرد. وی روزها از ببرون دروازه شهر مردم را تهدید می‌کرد که در صورتی که به این کار ادامه دهند، حمله سختی به آن شهر خواهد کرد و دیگر مثل بار قبل نخواهد بود. آقا محمد خان چنان به خشم آمد که پس از نفوذ به شهر که بر اثر خیانت تعدادی از نگهبانان روی داد، دستور داد که کوهی بلند از چشمان مردم کرمان پیش روی وی بسازند. بدستور وی تمام مردان شهر کور شدند و بیست هزار جفت چشم به‌وسیله سپاه قاجار تقدیم خان شد.(سر پرسی سایکس این تعداد را هفتادهزار جفت میخواند)همچنین آغامحمدخان سربازان خود را در تجاوز به زنان شهر آزاد گذاشت و جنایتی عظیم را رقم زد. اموال مردم به تاراج برده شد و حتی کودکان نیز به اسارت گرفته شدند.<br />
<br />
اما لطفعلی خان زند به بم فرار کرد و قصد عزیمت به سیستان و بلوچستان را داشت ولی با خیانت حاکم بم دستگیر شد و در راین به فرستادگان آقامحمدخان تحویل داده شد و شاه قاجار او را به بدترین شکنجه‌ها عذاب داد. تا بدانجا که پاهای لطفعلی خان را به یک سر طناب و سر دیگر را به اسبی بست و تا بخشی از مسیر کرمان به شیراز آن را بروی مسیر بیابانی و ماسه‌های داغ کشاند و پس از آن در تهران به زندگی لطفعلی خان خاتمه داد و وعده خود به لطفعلی خان را عملی ساخت و سرانجام وی را در امامزاده زید تهران دفن کردند.<br />
[ویرایش&#93; انتقال مرکز حکومت به تهران<br />
<br />
او پس از قتح کامل جنوب ایران در واقع مقر حکم رانی خویش را در تهران نهاد (آن را دارالخلافه نامید) در حالیکه پایتخت وی هنوز ساری بود؛ سپس با سپاهی گسترده عازم قفقاز گشت تا حاکمان آنجا را مطیع خویش سازد در آنجا با مقاومت سرسختانه ابراهیم خلیل خان جوانشیر حاکم شوشی مواجه شد و سرانجام دست از محاصره این شهر برداشت و به تفلیس رفت. هراکلیوس حاکم تفلیس شهر را رها کرده و گریخت آغامحمدخان دستور ویران کردن قسمتی از شهر و قتل عام مردم داد و باردیگر سربازان وی در این شهر بدستور او به تجاوز به ناموس مردم دست زدند. تمام کلیساهای شهر ویران شد و روحانیون مسیحی دست بسته به رود ارس انداخته شدند. در نهایت آغا محمد خان با پانزده هزار تن از دختران و حتی پسران شهر که آنان را به اسارت گرفته بود به تهران بازگشت. اینان برای سواستفاده جنسی و نیز برای بردگی به ثروتمندان فروخته شدند. .<br />
[ویرایش&#93; رویکرد به خراسان و ماورای نهر و براندازی افشاریان<br />
<br />
بعد ار آن به خراسان لشکر کشید و شاهرخ، پسر نادر را که کور و پیر بود به همراه همه درباریانش به قتل رسانید تا انتقام کشتن فتحعلی‌خان را بگیرد. خان قاجار برای افشای محل جواهراتی که نادر از هند آورده بود شاهرخ را به حدی شکنجه کرد که وی در زیر این شکنجه‌ها جان سپرد. آقامحمدخان پس از کشف محل جواهرات نادر، آنان را روی سفره گسترد و از شدت عشق به طلا و جواهر، بر آنان غلتید. و سپس لشکرکشی به بخارا را قصد نمود که خبردار شد از جانب روس‌ها دیگر خطری نیست. برای همین حاکمان طرفدار روس آن دیار را سرکوب کرد و مرو را آزاد کرد و ازبکان را وادار به عقب نشینی نمود و بخارا را تحت الحمایه دولت ایران قرار داد و چون مردم آن دیار با وی مخالفتی نداشتند به آنان آزاری نرساند و پس از آن به دستور وی گروهی را به منظور تعقیب نادرقلی شاهرخ اقشار به هرات فرستاد و پس از آن تا کابل پیش رفتند ولی نادرقلی در کوه‌های هیمالیا در افغانستان مکان خود را تغییر می‌داد سرانجام از تعقیب وی دست برداشتند و بلخ را از حاکم کابل به بهای ۵۰۰ هزار سکه طلا خریداری نمودند؛ این کار آقا محمد خان چندین هدف را دنبال می‌کرد که مهم‌ترین و دراز مدت‌ترین آنها جلب حمایت حاکم کابل برای حمله به هندوستان بود و افغانستان را نیز تحت حمایت دولت ایران قرار داد و به ساری برگشت و در عمارت زمستانی خود واقع در پشت مسجد شاه غازی (که اکنون اثری از آن باقی نیست)، گنجینه‌های باقی‌مانده از دوران افشاریه - که نادر با خود از هند آورده بود و باعث ثروتمندی بسیاری از فرماندهان و نوادگان او شد - را پنهان کرد.<br />
[ویرایش&#93; بازگشت به قره باغ و بدرود زندگی<br />
<br />
در همین زمان قفقاز به اشغال روسیه در آمد. خان قاجار برای سرکوب آنان عازم قفقاز شد اما هنوز به آنجا نرسیده بود که تزار روس کشته شد و جانشین وی به سپاهیان خود دستور مراجعت داد. آقامحمدخان که از این مسئله سخت شادمان گردیده بود تصمیم گرفت که در قفقاز به تصرف شهر شوشا بپردازد که در حمله اول به دست وی نیفتاده بود. شهر شوشا پس از مدتی مقاومت در اثر اختلافات داخلی تسلیم شد ولی در حالی که از فتح بدون خون ریزی شوشا در قراباغ آذربایجان ۳ روز بیشتر نمی‌گذشت در بامداد ۲۱ ذی‌الحجه، ۱۲۱۱ هجری قمری بدست صادق نهاوندی و دو تن از همدستانش به قتل رسید و از آنجا که در آن زمان پیکر بزرگان را در عتبات عالیات بخاک میسپردند، وی را نیز به نجف اشرف بردند و در جوار آرامگاه امام اول شیعیان به خاک سپاردند در مورد علت مرگ وی گفته شده که خان قاجار به تعدادی از نوکران خود بدلیل یک نافرمانی جزئی قول داد که فردا اعدامشان خواهد کرد. اما در آن شب آزادشان گذاشت که آنان نیز بر وی حمله کرده و وی را کشتند .<br />
[ویرایش&#93; درباره آقا محمدخان<br />
<br />
مردی میانه اندام در مدت عمر خویش به عرق النساء؛ رماتیس؛ فشار خون مبتلا بود و یک بار در سال ۱۲۰۵ هجری قمری در سراب سکته کرد ولی با تجویز دکترها زنده ماند؛ گویند در جوانی نیز یک مورد وبا خفیف در او ظاهر گشت؛ رسم جنگ آوری را از پدر و رسم اقتصادی را از مادر فرا گرفت و در تمام عمر حتی یک لحظه سر از کتاب بر نداشت به طوری که دشمنان وی پخش کردند که از بس که بیکار بود همیشه در حال مطالعه بود در حالی که این چنین نیست و حتی در ستیزها کتاب خانه خویش را با خود می‌برد و در شب آخر نیز تا پاسی از شب مشغول شنیدن مندرجات کتاب از زبان کتاب خوانش بود.<br />
<br />
آغا محمد خان پس از آشنایی با تاریخ ایران چنگیز و تیمور را بسیار پسندید و تصمیم گرفت که راه آنها را ادامه دهد. وی عکس چنگیز خان مغول را در بالای تخت خود و عکس امیر تیمور گورکانی را در مقابل خود نصب کرده بود. او گفته بود که استبداد شومی را پایه ریزی خواهد کرد که نظیر نداشته باشد و هر طغیانی را به شدت سرکوب خواهد کرد و کوچک‌ترین تجاوز به مقام سلطنت را بیرحمانه کیفر خواهد داد.<br />
<br />
آقا محمد خان مردی رشید و مقتدر، شجاع و سیاس بود. اما در عین حال بسیار بی رحم و بی انصاف، خونریز و ستمکار بود. در طول عمر خود حرفی نزد که به آن عمل نکند تا کار به تدبیر بر می‌آمد دست به شمشیر نمی‌برد. پشتکار و جدیتی تمام داشت. بسیار خسیس و مال اندوز می‌بود و در فرمانروایی بی‌همتا بود.<br />
<br />
برخی بر این باورند که وی به چند زبان زنده دنیا آشنایی داشت و به ترکی فارسی عربی تسلط کامل داشت و فرانسوی و روسی را توسط بازرگانان فرانسه و روسیه آموخت؛ وی فردی متعصب و خشک مذهب بود و با روحانیون دینی به نیکی رفتار می‌کرد. شبها علیرغم خستگی و کار زیاد نماز شبش فراموش نمی‌شد علی رغم اخته بودن در حرمسرای وی زنهای زیادی بودند و نام برجسته‌ترین آن‌ها مریم خانم و گلبانو خانم بود. همچنین علاقه فراوانی به گنج و ثروت داشت ؛ وی در ۱۷ سالگی پدر خویش را از دست داد و پس از آن در شیراز با محدودیت فراوانی روبرو بود.<br />
<br />
<br />
[ویرایش&#93; حکایاتی از بی‌عدالتی‌های آقامحمدخان<br />
[ویرایش&#93; عاقبت سرباز وفادار<br />
<br />
زمانی که آقا محمد خان قاجار شهر کرمان را در محاصره داشت سربازی که یکبار جان وی را نجات داده بود به او خیلی نگاه می‌کرد و گویا با نگاه خود میخواست که آن ماجرا را به یاد خان بیاورد. آقا محمد خان نیز دستور داد تا چشم‌های او را در بیاورند.<br />
[ویرایش&#93; کشف یک کودتا<br />
<br />
روزی اندکی بعد از تاجگذاری، آقا محمد خان قاجار آماده می‌شد که با فتحعلی خان از سربازان مازندرانی سان ببیند... ناگهان یکی از افسران حاضر، در برابر شاه تعظیم بلندی کرد ... و مدتی در گوشی با وی صحبت داشت...<br />
<br />
پس از چند لحظه آقا محمد خان اظهار درد کرد و رنگ پریدگی مرده وار سیمایش مویّد اظهارش بود. یکی از وزیران را به مرخص کردن سربازان برگماشت زیرا که حال سان دیدن نداشت.<br />
<br />
همین که مجلس خالی شد، تغییر حالت داد ولیعهد و نزدیکان حاضر را روانه اتاقهای دیگر کرد و فرمانده قره چوخاها را خواست و دو ساعت تمام با وی گفتگو کرد... در آن میان افسرانی را برای بازجویی به درون تالار می‌آوردند فتحعلی خان در دیوانخانه مجاور منتظر دستورهای عموی خود بود. سرانجام برادر زاده را نزد خود خواند و گفت: افسری که زیر گوشی با من صحبت می‌کرد یکی از رفیقان خود را متهم می‌کرد که قصد دارد شاه را بکشد...من هم در این دو ساعت بازجویی دقیق کردم تا معلوم شد که مدعی با افسر متهم دشمنی شخصی داشته و اتهام را سراپا از خود ساخته است... حالا پسر جان تو که روزی به پادشاهی خواهی رسید بگو ببینم به عقیده تو چه باید کرد؟ جوانک با شور ساده لوحانه‌ای گفت: باید مفتری را تنبیه کرد و کسی را که به او بهتان بسته اند، پاداش داد.<br />
<br />
آقامحمدخان گفت: به این ترتیب تو دستوری میدادی که از نظر عدالت انسانی معقول و منطقی بود ولی فرمانی نبود که در شان پادشاه باشد. باز هم برو بیرون و منتظر دستور من باش...<br />
<br />
<br />
ساعتی بعد فتحعلی خان را به تالاری که شاه در آنجا بود خواندند. وی چیزی در آنا دید که از نفرت و وحشت خون در رگهایش بند آمد...نعش چند افسر را در آنجا دید و در آن میان، مفتری، متهم و همه کسانی را که به عنوان گواه بازپرسی شده بودند، بازشناخت. شاه گفت من دچار اشتباه شدم که دو طرف را رویاروی کردم. روی انگونه چیزها نباید بحث شود، زیرا که شایسته نیست در میان اطرافیان شاه ...کسانی آمد و شد داشته باشند که امکان شاه کشی به گوششان خورده است... من برای جبران اشتباهی که کردم چاره‌ای نداشتم جز آنکه بدهم همه کسانی را که به هر عنوان، پایشان به این قضیه کشانیده شده بود، خفه کنند!!! (به نقل از کتاب آقا محمد خان قاجار اثر امینه پاکروان)<br />
<br />
همچنین :<br />
<br />
* لوطی صالح<br />
* جعفرقلی خان قاجار<br />
* کشتار برادران<br />
<br />
[ویرایش&#93; برخی گفته‌ها در باره آقامحمدخان<br />
<br />
سرجان ملکم: آقامحمدخان قاجار با اهل شریعت با احترام و رافت میزیست و خود در ظاهر مقدس بود همیشه نماز میخواند و هر نیمه شب – اگرچه در روز زحمت زیادی کشیده بود- برمیخاست و بعبادت میپرداخت در مورد بیرحمی و سنگدلی او همین بس که برای جانشین کردن برادر زاده خود باباخان از کشتن برادران و پسرعموهای خود نیز احتراز نکرد یا اینکه پس از دستگیری لطفعلی خان زند تمام مردان کرمان را اعم از پیر و جوان یا کشت یا کور کرد و شهر کرمان را به شهر کوران تبدیل ساخت درحالیککه کرمان را تسخیرکرده بود و از شهرهای خود او بحساب می‌آمدند و مردم کرمان جزء ملت خود او بودند.<br />
<br />
عبدالعظیم رضایی (نویسنده کتاب تاریخ ده هزارساله ایران): وی مردی سنگدل، عقده‌ای (بسبب مقطوع النسل بودن) خشن و کینه توز، سخت کش و بیرحم بود.<br />
<br />
استاد معین: آقامحمدخان در حمله به قفقاز دستور قتل عام و خرابی کلیساها را داد و بخشی از شهر را ویران ساخت.<br />
<br />
کتاب تاریخ ایران نوشته خاورشناسان شوروی): آغامحمدخان مردی بیرحم و پادشاهی ستمکار بود و از دشمنان واقعی و خیالی خود هزار هزار انتقام می‌گرفت و برخی از آنها را شمع آجین می‌نمود و برخی را در قفس ببران گرسنه می‌انداخت<br />
<br />
دکتر مصاحب: وی مردی کینه خواه و بیرحم و قدرت جوی و چاره گر بود. خست و بیرحمی او به اوج میرسید.<br />
[ویرایش&#93; رجال سرشناس ایران در زمان شهریاری آغامحمدخان<br />
<br />
* مصطفی قلی خان قاجار (برادر و سردار سپاه وی در جنگ‌های مهم)<br />
* علی قلی خان قاجار (برادر آقامحمدخان که به‌وسیله فتحعلی شاه نابینا شد)<br />
* جعفرقلی خان قاجار (برادر وفادار آغامحمدخان که در تهران بدست وی کشته شد)<br />
* مرتضی قلی خان قاجار(برادر خان قاجار)<br />
* رضا قلی خان قاجار (برادر جواجه قاجار و از مدعیان سلطنت که تلاشهای وی در کسب قدرت بی نتیجه ماند)<br />
* حسینقلی خان جهانسوز (حسین قلی خان قاجار معروف به جهانسوز که در سال ۱۱۸۶ در سن ۴۲ سالگی بر اثر خیانت داخلی به قتل رسید.)<br />
* سلیمان قلی خان قاجار<br />
* محمد آقای قاجار<br />
* محمد ولی خان قاجار<br />
* محمد حسین خان قاجار (سردار سپاه)<br />
* صادق خان شقاقی(سردار سپاه وی در شوشی؛ پس از شنیدن خبر درگذشت وی تصمیم گرفت تا برای رسیدن به قدرت بکوشد و با استفاده از سپاه آقامحمدخان بر ضد فتحعلی شاه قاجار شورید و قزوین را پایتخت خویش قرار نهاد ولی در قزوین و مراغه بیشتر مردم به مرض طاعون دچار گردیدند و سپاهش نیز از آن مرض مصون نماند و با بیگلربیگی ارومیه که از ترکان افشار بود متحد گشت ولی در نهایت شکست خورد و اگرچه فتحعلیشاه او را مورد عفو قرار نهاد ولی دوباره درصدد قشون کشی برآمد و این بار به اشد مجازات رسید)<br />
* باباخان جهانبانی (فرزند ارشد حسین قلی خان که آقامحمدخان قاجار چون فرزندی نداشت وی را ولیعهد خود کرد)<br />
* عباس میرزا (پسر ارشد فتحعلی شاه؛ دلاور مردی که اگر همه با او بودند معاهده‌های گلستان و ترکمان چای قلم نمی‌خورد)<br />
* فرج اله بیک اشاقه باش (سردار سپاه)<br />
* شیخ جعفر تنکابنی (کتاب خوان شخصی آقامحمد خان)<br />
* ابوالفتح خان<br />
* میرزا محمد خان قاجار دولو (حاکم تهران؛ وی جویای قدرت و سرمایه مادی بود برای همین اقدامات کودکانه وی در خور توجه است)<br />
* میرزا شفیع صدر اعظم (صدر اعظم و والی اسبق ولایات عراق – عراق آن زمان به اصفهان؛ کاشان؛ ملایر و بروگرد نسبت داده می‌شد.)<br />
* عبدالرحیم خان شیرازی (حاکم شهرضا و سمیرم که در جنگ سمیرم علیه لطف علی خان زند توانست با خدعه و نیرنگ سپاه او را از هم بپاشد و البته از طرف باباخان جهانبانی مورد تقدیر واقع گشت و پس از آن حکومت آباده و ابرقو را به وی دادند)<br />
* حاج ابراهیم خان کلانتر شیرازی (حاکم شیراز؛ وی ترجیح داد تا در خدمت آقامحمدخان گردد هرچند او بود که لطفعلی خان را به شهریاری رسانید و بپاس خدمتی که کرد حکومت شیراز را به وی دادند اما سرانجام خیانت کرد و باعث به قدرت رسیدن آقامحمد خان شد. اوست که موجبات به سلطنت رسیدن فتح علی شاه را فراهم آورد و در نهایت بدست وی کشته شد)<br />
* نجف قلی خان بیگلربیگی (حاکم تبریز؛ اوست که حصار محکمی بر تبریز کشید و در سال ۱۱۹۹ بدرود زندگی گفت)<br />
* شاهرخ افشار (از نوادگان نادر ظل اله و پدر گلرخ و نادر میرزای افشار؛ نابینا بود و در سال ۱۲۰۹ در مازندران در اثر پیری و فرسودگی و شکنجه هاییکه به منطور آشکار ساختن گنجینه‌ها کشید درگذشت)<br />
* نادر میرزای افشار (پس از آنکه به بخشی از جواهر نادری دستبرد زد راهی هرات شد و از آنجا به کابل رفت و در نهایت دعوی سلطنت کرد و فتحعلی شاه او را به قتل رساند و تمام دودمان نادر را به باد داد تا کینه چندین ساله خیانت به جد خود را تسکین دهد)<br />
* جهانگیر سیستانی (خیانتکار به شاه زندیه؛ اوست که لطف علی خان را ترغیب به ماندن در کرمان کرد و سرانجام نیز او بود که لطفعلی خان را در راه دارزین به راین کرمان به فرستاده شهریار قاجار داد)<br />
* محمد علی خان سیستانی (برادر جهانگیر و حاکم بم و وکیل آباد)<br />
* امیر کونه خان زعفرانلو (حاکم قوچان و از ارادتمندان به قاجاریه)<br />
* ابراهیم خان شادلو (حاکم اسفراین و از ارادتمندان به قاجاریه)<br />
* جعفر خان بیات (حاکم نیشابور و از ارادتمندان به قاجاریه)<br />
* بیرام علی خان (حاکم مرو که در هجوم ازبکان کشته شد)<br />
* حاج شیخ مهدی (از خادمان آرامگاه حضرت امام رضا و از مشاوران شاهرخ)<br />
* شاه مرادبک جان (فرمانده شاه سعید خان در جنگ مرو ازبکان در مرو)<br />
* شاه زمان (حکمران افغانستان در کابل و بلخ – البته افغانستان آن زمان بطور کامل خودمختار بود)<br />
* هرقل یا هراکلیوس(امیر گرجستان که تحت الحمایه روسیه در آمد و عامل حمله آقامحمدخان به قفقاز شد)<br />
* ابراهیم خلیل خان جوانشیر (حاکم شوشی و قراباغ که حاضر به اطاعت از آقامحمدخان نگشت و مدتها حکومت آذربایجان را بر عهده داشت و به آبادی آنجا توجه بسیاری داشت به دانشمندان ارج مینهاد در دربار وی دانشمندان زیادی حضور داشتند دوره حکومت او از اعصار طلایی آذربایجان است)<br />
* ملاپناه واقف(شاعر آزاده و میهن پرست آذری که اشعار عارفانه وی در قفقاز شهرت دارد وی در زمان یورش آغامحمدخان به قفقاز در کنار ابراهیم خلیل خان از رهبران مقاومت‌های مردمی بود.)<br />
* مصطفی خان طالشی (حکم ران طالش که حاضر به پرداخت مالیات به آقامحمدخان نشد و مثل بسیاری از حاکمان آن زمان در دوران کریم خان نیز مالیات مردم را به مصرف خویش میرسانید)]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[آغا محمد خان قاجار بنیانگذار دودمان قاجاریه در ایران است. زاده: ۲۷ محرم ۱۱۵۵ هجری قمری برابر با ۲۷ خرداد ماه ۱۱۲۱ خورشیدی و ۱۷ ژوئن ۱۷۴۲ میلادی در دشت اشرفی در میانه راه ساری به گرگان؛<br />
تاجگذاری: ۱۵ ربیع الثانی ۱۱۹۵ هجری قمری برابر با ۱ فروردین ماه ۱۱۶۱ خورشیدی و ۲۱ مارس ۱۷۸۲ میلادی در ساری؛<br />
مرگ: ۲۱ ذی الحجه ۱۲۱۱ هجری قمری برابر ۲۷ اردیبهشت ماه ۱۱۷۷ خورشیدی و ۱۷ می‌۱۷۹۸ میلادی در شوشا؛<br />
<br />
<br />
آقامحمد خان فرزند محمد حسن خان قاجار و او نیز فرزند فتحعلی خان فرزند شاهقلی خان فرزند جهانسوزخان بود. مازندران و بارفروش (بابل امروزی) مرکز حکمرانی محمدحسن خان بود و فتحعلی خان حاکم گرگان و در استرآباد حکومت می‌کرد. اینان شیعه مذهب بودند. نادرقلی خان پس از کشتن فتح علی خان رقیب سرسخت خویش در خواجه ربیع طوس و با سعی و تلاش خویش به مقام شاهنشاهی رسید.<br />
نوشتار اصلی: دودمان قاجار<br />
<br />
قدرت یافتن دودمان قاجار به عهد صفوی و شاه عباس کبیر برمی‌گردد؛ ابتدا در شمال رود ارس ساکن بودند و در آن زمان بدلیل کمک‌های بزرگی که به دربار صفوی می‌نمودند، قدرت بیشتری یافتند و سپس دسته‌ای از آنان در غرب استرآباد و در دشت گرگان سکنی گزیدند. نادر شاه افشار در زمان حکومتش برای جلوگیری از به قدرت رسیدن محمد حسن خان که در هنگام قتل پدر ۱۲ سال بیش نداشت یوخاری‌باش‌ها که ساکنین بالادست رود گرگان بودند را به حکمرانی منسوب کرد تا بدین ترتیب با ایجاد شکاف و اختلاف میان طوایف قاجار نگران ناآرامی‌های داخلی نگردد و اشاقه‌باش‌ها زیر نظر حکومت ایشان گردند.<br />
[ویرایش] آقامحمد در آغاز نوجوانی<br />
<br />
زمانی که نادر و فرزندانش به قتل رسیدند، شاهرخ علی رغم میل باطنی اش برای به دست گرفتن قدرت تلاش می‌کرد. شاهرخ طرح دوستی با محمدحسن خان بست. با همکاری حاکم طبس ابراهیم خان را برکنار شدو شاهرخ به سلطنت رسید هرچند اندکی پس از ان شاهرخ شاه به دست دشمنانش نابینا گشت .آقا محمد خان در سن هفت سالگی بدلیل اینکه جسارت و زبان درازی در برابر عادلشاه(به روایت دیگر در 14 سالگی به دختری تجاوز کرده بود)، که از بستگان نادر شاه بود (بروايتی برادرزاده نادر شاه بود) بدستور وی مقطوع النسل گرديد.<br />
[ویرایش] کریم خان و قاجار<br />
<br />
چندی بعد محمد حسن خان سپاهی مجهز و بانظم ترتیب داد و به جنگ با کریم خان زند پرداخت. در جنگهای اولیه پیروزی با قجری‌ها گشت. اما در اثر اختلافات داخلی میان آنان محمدحسن خان شکست خورد و در حال عقب نشینی توسط برخی سرداران خود کشته شد. پس از آن خواهرانش را به شیراز فرستادند و یکی از آنان به عقد کریم خان درآمد.<br />
[ویرایش] پسران محمد حسنخان اسیر می‌شوند<br />
<br />
آقا محمد خان با همیاری حسینقلی خان پس از درگذشت پدرشان دست به جنگ‌های پارتیزانی زدند ولی این‌ها برای کریمخان چندان ویژه نبود تا آن که خراج آن سال استرآباد بدستور آقامحمدخان مورد سرقت واقع گشت. همین امر سبب جنگ میان فرستادگان کریمخان زند و او شد که در نهایت دستگیر گشت و به تهران بردند و کریم خان همینکه فهمید او دیگر خواجه است و بر اساس فرهنگ آن زمان هیچ کس برای یک خواجه ارزشی قایل تمی باشد امر کرد تا به تحصیل ذخیره آخرت بپردازد و از جاه طلبی دست بردارد.<br />
<br />
پس از آن به شیراز منتقل شد و در اسارت به سر می‌برد. هرچند که به گفته بسیاری از مورخین (از جمله عضدالدوله برادرزاده آقامحمدخان)کریمخان با وی با احترام و محبت رفتار می‌کرد و او را پیران ویسه خطاب مینمود و در کارها با وی مشورت می‌کرد.<br />
<br />
در همین زمان برادرآقامحمد خان حسینقلی خان جهانسوز در شمال ایران دست به یاغی گری زد. آقامحمدخان که میدانست از سوی کریمخان مواخذه خواهد شد از بیم جان خویش در حرم حضرت شاهچراغخود رادخیل بست نشست ولی کریم خان بوساطت اطرافیان خود او را مورد عفو قرار داد.<br />
تصویر:عمارت تابستانی آقا محمد خان قاجار در ساری.JPG<br />
سردر عمارت و باغ تابستانی آقا محمدخان قاجار در ساری؛ در دوره قاجار کاخ‌های بسیاری در ایران احداث گردید و این در حالی بود که اکثر مردم ایران حتی نانی برای خوردن نداشتند.<br />
[ویرایش] بنیان نهادن حکومت قاجاریه<br />
<br />
آقا محمد خان در ۱۳ صفر سال ۱۱۹۳ هجری قمری (روز درگذشت کریم خان)، هنگامی که در باغ‌های اطراف شیراز به شکار مشغول بود، همینکه عمه‌اش او را از مرگ شاه زند آگاه ساخت، فرار کرد و به شتاب خود را به تهران رسانید و در ورامین مدعی سلطنت بر ایران گشت. سپس به ساری و استرآباد رفت و با کمک سران اشاقه‌باش، براندازی زندیه و رسیدن به قدرت را طراحی نمود و ولایات گرگان و مازندران و گیلان را تحت حکمرانی خویش قرار داد. وی در این زمان برای مطیع کردن برادران خود به جنگ با آنان پرداخت و حتی یکبار تا پای مرگ رفت ولی سرانجام در بندپی نجات یافت و به ساری آمد و تاج سلطنتی را که توسط زرگران ساری ساخته گشت را بر سر نهاد و پایتخت خود را ساری نهاد و جشن نوروز را به دستور وی با تشریفات برگذار نمودند. پس از تسخیر شمال ایران بر آذربایجان و کرمانشاهان نیز دست یافت. سپاه قاجار در کرمانشاه از تجاوز به ناموس مردم نیز خودداری نکردند. در آذربایجان نیز به قول نویسنده کتاب مآثر سلطانیه (عبدالرزاق دنبلی) شهر سراب را به یک حمله در آتش سوزانید. این در حالی بود که ابوالفتح خان پسر کریم خان مایل به حکومت نبود و سرانجام عمویش بر مدعیان چیره گشت ولی عمر حکمرانی زکی خان زند نیز کوتاه بود و حکومت زندیه در جنگ و ستیز میان شاهزادگان زند قرار گرفت ولی سرانجام لطف علی خان زند با همیاری حاج ایراهیم خان کلانتر شیرازی بر تخت سلطنت نشست. آقا محمد خان که هیچگاه خاطرات تلخی را که از کریم خان بهمراه داشت، از یاد نمی‌برد، از آن زمان به مدت ۱۵ سال با لطفعلی خان زند - که جوان بود و شجاع اما بی‌تجربه - به جنگ و تعقیب و گریز پرداخت. مهم‌ترین این نبردها، جنگ باباخان برادرزاده آقا محمدخان در سمیرم و محاصره شیراز و پس از آن محاصره طولانی کرمان در سال ۱۲۰۸ هجری قمری است در این جنگها لطفعلی خان مقاومت زیادی از خود نشان داد اما وزیر وی حاج ابراهیم خان کلانتر بوی خیانت نمود و باعث پیروزی آقامحمدخان شد..<br />
[ویرایش] فاجعه تاریخی کرمان<br />
<br />
در اواخر تابستان همان سال قشون آقا محمد خان به کرمان نزدیک گشت. همه مردم کرمان بر آن عقیده بودند که قشون شاه قاجار در سرمای زمستان کرمان دوام نخواهد آورد و سرانجام مجبور به ترک آن دیار خواهند شد و برای همین هر شب بر بالای ابروج کرمان مردم شعر می‌خواندند و فحش‌های رکیکی نسبت به شاه قجر خطاب می‌دادند و او را مورد تمسخر قرار می‌دادند این فحش‌ها خان قاجار را خشمگین تر کرد. وی روزها از ببرون دروازه شهر مردم را تهدید می‌کرد که در صورتی که به این کار ادامه دهند، حمله سختی به آن شهر خواهد کرد و دیگر مثل بار قبل نخواهد بود. آقا محمد خان چنان به خشم آمد که پس از نفوذ به شهر که بر اثر خیانت تعدادی از نگهبانان روی داد، دستور داد که کوهی بلند از چشمان مردم کرمان پیش روی وی بسازند. بدستور وی تمام مردان شهر کور شدند و بیست هزار جفت چشم به‌وسیله سپاه قاجار تقدیم خان شد.(سر پرسی سایکس این تعداد را هفتادهزار جفت میخواند)همچنین آغامحمدخان سربازان خود را در تجاوز به زنان شهر آزاد گذاشت و جنایتی عظیم را رقم زد. اموال مردم به تاراج برده شد و حتی کودکان نیز به اسارت گرفته شدند.<br />
<br />
اما لطفعلی خان زند به بم فرار کرد و قصد عزیمت به سیستان و بلوچستان را داشت ولی با خیانت حاکم بم دستگیر شد و در راین به فرستادگان آقامحمدخان تحویل داده شد و شاه قاجار او را به بدترین شکنجه‌ها عذاب داد. تا بدانجا که پاهای لطفعلی خان را به یک سر طناب و سر دیگر را به اسبی بست و تا بخشی از مسیر کرمان به شیراز آن را بروی مسیر بیابانی و ماسه‌های داغ کشاند و پس از آن در تهران به زندگی لطفعلی خان خاتمه داد و وعده خود به لطفعلی خان را عملی ساخت و سرانجام وی را در امامزاده زید تهران دفن کردند.<br />
[ویرایش] انتقال مرکز حکومت به تهران<br />
<br />
او پس از قتح کامل جنوب ایران در واقع مقر حکم رانی خویش را در تهران نهاد (آن را دارالخلافه نامید) در حالیکه پایتخت وی هنوز ساری بود؛ سپس با سپاهی گسترده عازم قفقاز گشت تا حاکمان آنجا را مطیع خویش سازد در آنجا با مقاومت سرسختانه ابراهیم خلیل خان جوانشیر حاکم شوشی مواجه شد و سرانجام دست از محاصره این شهر برداشت و به تفلیس رفت. هراکلیوس حاکم تفلیس شهر را رها کرده و گریخت آغامحمدخان دستور ویران کردن قسمتی از شهر و قتل عام مردم داد و باردیگر سربازان وی در این شهر بدستور او به تجاوز به ناموس مردم دست زدند. تمام کلیساهای شهر ویران شد و روحانیون مسیحی دست بسته به رود ارس انداخته شدند. در نهایت آغا محمد خان با پانزده هزار تن از دختران و حتی پسران شهر که آنان را به اسارت گرفته بود به تهران بازگشت. اینان برای سواستفاده جنسی و نیز برای بردگی به ثروتمندان فروخته شدند. .<br />
[ویرایش] رویکرد به خراسان و ماورای نهر و براندازی افشاریان<br />
<br />
بعد ار آن به خراسان لشکر کشید و شاهرخ، پسر نادر را که کور و پیر بود به همراه همه درباریانش به قتل رسانید تا انتقام کشتن فتحعلی‌خان را بگیرد. خان قاجار برای افشای محل جواهراتی که نادر از هند آورده بود شاهرخ را به حدی شکنجه کرد که وی در زیر این شکنجه‌ها جان سپرد. آقامحمدخان پس از کشف محل جواهرات نادر، آنان را روی سفره گسترد و از شدت عشق به طلا و جواهر، بر آنان غلتید. و سپس لشکرکشی به بخارا را قصد نمود که خبردار شد از جانب روس‌ها دیگر خطری نیست. برای همین حاکمان طرفدار روس آن دیار را سرکوب کرد و مرو را آزاد کرد و ازبکان را وادار به عقب نشینی نمود و بخارا را تحت الحمایه دولت ایران قرار داد و چون مردم آن دیار با وی مخالفتی نداشتند به آنان آزاری نرساند و پس از آن به دستور وی گروهی را به منظور تعقیب نادرقلی شاهرخ اقشار به هرات فرستاد و پس از آن تا کابل پیش رفتند ولی نادرقلی در کوه‌های هیمالیا در افغانستان مکان خود را تغییر می‌داد سرانجام از تعقیب وی دست برداشتند و بلخ را از حاکم کابل به بهای ۵۰۰ هزار سکه طلا خریداری نمودند؛ این کار آقا محمد خان چندین هدف را دنبال می‌کرد که مهم‌ترین و دراز مدت‌ترین آنها جلب حمایت حاکم کابل برای حمله به هندوستان بود و افغانستان را نیز تحت حمایت دولت ایران قرار داد و به ساری برگشت و در عمارت زمستانی خود واقع در پشت مسجد شاه غازی (که اکنون اثری از آن باقی نیست)، گنجینه‌های باقی‌مانده از دوران افشاریه - که نادر با خود از هند آورده بود و باعث ثروتمندی بسیاری از فرماندهان و نوادگان او شد - را پنهان کرد.<br />
[ویرایش] بازگشت به قره باغ و بدرود زندگی<br />
<br />
در همین زمان قفقاز به اشغال روسیه در آمد. خان قاجار برای سرکوب آنان عازم قفقاز شد اما هنوز به آنجا نرسیده بود که تزار روس کشته شد و جانشین وی به سپاهیان خود دستور مراجعت داد. آقامحمدخان که از این مسئله سخت شادمان گردیده بود تصمیم گرفت که در قفقاز به تصرف شهر شوشا بپردازد که در حمله اول به دست وی نیفتاده بود. شهر شوشا پس از مدتی مقاومت در اثر اختلافات داخلی تسلیم شد ولی در حالی که از فتح بدون خون ریزی شوشا در قراباغ آذربایجان ۳ روز بیشتر نمی‌گذشت در بامداد ۲۱ ذی‌الحجه، ۱۲۱۱ هجری قمری بدست صادق نهاوندی و دو تن از همدستانش به قتل رسید و از آنجا که در آن زمان پیکر بزرگان را در عتبات عالیات بخاک میسپردند، وی را نیز به نجف اشرف بردند و در جوار آرامگاه امام اول شیعیان به خاک سپاردند در مورد علت مرگ وی گفته شده که خان قاجار به تعدادی از نوکران خود بدلیل یک نافرمانی جزئی قول داد که فردا اعدامشان خواهد کرد. اما در آن شب آزادشان گذاشت که آنان نیز بر وی حمله کرده و وی را کشتند .<br />
[ویرایش] درباره آقا محمدخان<br />
<br />
مردی میانه اندام در مدت عمر خویش به عرق النساء؛ رماتیس؛ فشار خون مبتلا بود و یک بار در سال ۱۲۰۵ هجری قمری در سراب سکته کرد ولی با تجویز دکترها زنده ماند؛ گویند در جوانی نیز یک مورد وبا خفیف در او ظاهر گشت؛ رسم جنگ آوری را از پدر و رسم اقتصادی را از مادر فرا گرفت و در تمام عمر حتی یک لحظه سر از کتاب بر نداشت به طوری که دشمنان وی پخش کردند که از بس که بیکار بود همیشه در حال مطالعه بود در حالی که این چنین نیست و حتی در ستیزها کتاب خانه خویش را با خود می‌برد و در شب آخر نیز تا پاسی از شب مشغول شنیدن مندرجات کتاب از زبان کتاب خوانش بود.<br />
<br />
آغا محمد خان پس از آشنایی با تاریخ ایران چنگیز و تیمور را بسیار پسندید و تصمیم گرفت که راه آنها را ادامه دهد. وی عکس چنگیز خان مغول را در بالای تخت خود و عکس امیر تیمور گورکانی را در مقابل خود نصب کرده بود. او گفته بود که استبداد شومی را پایه ریزی خواهد کرد که نظیر نداشته باشد و هر طغیانی را به شدت سرکوب خواهد کرد و کوچک‌ترین تجاوز به مقام سلطنت را بیرحمانه کیفر خواهد داد.<br />
<br />
آقا محمد خان مردی رشید و مقتدر، شجاع و سیاس بود. اما در عین حال بسیار بی رحم و بی انصاف، خونریز و ستمکار بود. در طول عمر خود حرفی نزد که به آن عمل نکند تا کار به تدبیر بر می‌آمد دست به شمشیر نمی‌برد. پشتکار و جدیتی تمام داشت. بسیار خسیس و مال اندوز می‌بود و در فرمانروایی بی‌همتا بود.<br />
<br />
برخی بر این باورند که وی به چند زبان زنده دنیا آشنایی داشت و به ترکی فارسی عربی تسلط کامل داشت و فرانسوی و روسی را توسط بازرگانان فرانسه و روسیه آموخت؛ وی فردی متعصب و خشک مذهب بود و با روحانیون دینی به نیکی رفتار می‌کرد. شبها علیرغم خستگی و کار زیاد نماز شبش فراموش نمی‌شد علی رغم اخته بودن در حرمسرای وی زنهای زیادی بودند و نام برجسته‌ترین آن‌ها مریم خانم و گلبانو خانم بود. همچنین علاقه فراوانی به گنج و ثروت داشت ؛ وی در ۱۷ سالگی پدر خویش را از دست داد و پس از آن در شیراز با محدودیت فراوانی روبرو بود.<br />
<br />
<br />
[ویرایش] حکایاتی از بی‌عدالتی‌های آقامحمدخان<br />
[ویرایش] عاقبت سرباز وفادار<br />
<br />
زمانی که آقا محمد خان قاجار شهر کرمان را در محاصره داشت سربازی که یکبار جان وی را نجات داده بود به او خیلی نگاه می‌کرد و گویا با نگاه خود میخواست که آن ماجرا را به یاد خان بیاورد. آقا محمد خان نیز دستور داد تا چشم‌های او را در بیاورند.<br />
[ویرایش] کشف یک کودتا<br />
<br />
روزی اندکی بعد از تاجگذاری، آقا محمد خان قاجار آماده می‌شد که با فتحعلی خان از سربازان مازندرانی سان ببیند... ناگهان یکی از افسران حاضر، در برابر شاه تعظیم بلندی کرد ... و مدتی در گوشی با وی صحبت داشت...<br />
<br />
پس از چند لحظه آقا محمد خان اظهار درد کرد و رنگ پریدگی مرده وار سیمایش مویّد اظهارش بود. یکی از وزیران را به مرخص کردن سربازان برگماشت زیرا که حال سان دیدن نداشت.<br />
<br />
همین که مجلس خالی شد، تغییر حالت داد ولیعهد و نزدیکان حاضر را روانه اتاقهای دیگر کرد و فرمانده قره چوخاها را خواست و دو ساعت تمام با وی گفتگو کرد... در آن میان افسرانی را برای بازجویی به درون تالار می‌آوردند فتحعلی خان در دیوانخانه مجاور منتظر دستورهای عموی خود بود. سرانجام برادر زاده را نزد خود خواند و گفت: افسری که زیر گوشی با من صحبت می‌کرد یکی از رفیقان خود را متهم می‌کرد که قصد دارد شاه را بکشد...من هم در این دو ساعت بازجویی دقیق کردم تا معلوم شد که مدعی با افسر متهم دشمنی شخصی داشته و اتهام را سراپا از خود ساخته است... حالا پسر جان تو که روزی به پادشاهی خواهی رسید بگو ببینم به عقیده تو چه باید کرد؟ جوانک با شور ساده لوحانه‌ای گفت: باید مفتری را تنبیه کرد و کسی را که به او بهتان بسته اند، پاداش داد.<br />
<br />
آقامحمدخان گفت: به این ترتیب تو دستوری میدادی که از نظر عدالت انسانی معقول و منطقی بود ولی فرمانی نبود که در شان پادشاه باشد. باز هم برو بیرون و منتظر دستور من باش...<br />
<br />
<br />
ساعتی بعد فتحعلی خان را به تالاری که شاه در آنجا بود خواندند. وی چیزی در آنا دید که از نفرت و وحشت خون در رگهایش بند آمد...نعش چند افسر را در آنجا دید و در آن میان، مفتری، متهم و همه کسانی را که به عنوان گواه بازپرسی شده بودند، بازشناخت. شاه گفت من دچار اشتباه شدم که دو طرف را رویاروی کردم. روی انگونه چیزها نباید بحث شود، زیرا که شایسته نیست در میان اطرافیان شاه ...کسانی آمد و شد داشته باشند که امکان شاه کشی به گوششان خورده است... من برای جبران اشتباهی که کردم چاره‌ای نداشتم جز آنکه بدهم همه کسانی را که به هر عنوان، پایشان به این قضیه کشانیده شده بود، خفه کنند!!! (به نقل از کتاب آقا محمد خان قاجار اثر امینه پاکروان)<br />
<br />
همچنین :<br />
<br />
* لوطی صالح<br />
* جعفرقلی خان قاجار<br />
* کشتار برادران<br />
<br />
[ویرایش] برخی گفته‌ها در باره آقامحمدخان<br />
<br />
سرجان ملکم: آقامحمدخان قاجار با اهل شریعت با احترام و رافت میزیست و خود در ظاهر مقدس بود همیشه نماز میخواند و هر نیمه شب – اگرچه در روز زحمت زیادی کشیده بود- برمیخاست و بعبادت میپرداخت در مورد بیرحمی و سنگدلی او همین بس که برای جانشین کردن برادر زاده خود باباخان از کشتن برادران و پسرعموهای خود نیز احتراز نکرد یا اینکه پس از دستگیری لطفعلی خان زند تمام مردان کرمان را اعم از پیر و جوان یا کشت یا کور کرد و شهر کرمان را به شهر کوران تبدیل ساخت درحالیککه کرمان را تسخیرکرده بود و از شهرهای خود او بحساب می‌آمدند و مردم کرمان جزء ملت خود او بودند.<br />
<br />
عبدالعظیم رضایی (نویسنده کتاب تاریخ ده هزارساله ایران): وی مردی سنگدل، عقده‌ای (بسبب مقطوع النسل بودن) خشن و کینه توز، سخت کش و بیرحم بود.<br />
<br />
استاد معین: آقامحمدخان در حمله به قفقاز دستور قتل عام و خرابی کلیساها را داد و بخشی از شهر را ویران ساخت.<br />
<br />
کتاب تاریخ ایران نوشته خاورشناسان شوروی): آغامحمدخان مردی بیرحم و پادشاهی ستمکار بود و از دشمنان واقعی و خیالی خود هزار هزار انتقام می‌گرفت و برخی از آنها را شمع آجین می‌نمود و برخی را در قفس ببران گرسنه می‌انداخت<br />
<br />
دکتر مصاحب: وی مردی کینه خواه و بیرحم و قدرت جوی و چاره گر بود. خست و بیرحمی او به اوج میرسید.<br />
[ویرایش] رجال سرشناس ایران در زمان شهریاری آغامحمدخان<br />
<br />
* مصطفی قلی خان قاجار (برادر و سردار سپاه وی در جنگ‌های مهم)<br />
* علی قلی خان قاجار (برادر آقامحمدخان که به‌وسیله فتحعلی شاه نابینا شد)<br />
* جعفرقلی خان قاجار (برادر وفادار آغامحمدخان که در تهران بدست وی کشته شد)<br />
* مرتضی قلی خان قاجار(برادر خان قاجار)<br />
* رضا قلی خان قاجار (برادر جواجه قاجار و از مدعیان سلطنت که تلاشهای وی در کسب قدرت بی نتیجه ماند)<br />
* حسینقلی خان جهانسوز (حسین قلی خان قاجار معروف به جهانسوز که در سال ۱۱۸۶ در سن ۴۲ سالگی بر اثر خیانت داخلی به قتل رسید.)<br />
* سلیمان قلی خان قاجار<br />
* محمد آقای قاجار<br />
* محمد ولی خان قاجار<br />
* محمد حسین خان قاجار (سردار سپاه)<br />
* صادق خان شقاقی(سردار سپاه وی در شوشی؛ پس از شنیدن خبر درگذشت وی تصمیم گرفت تا برای رسیدن به قدرت بکوشد و با استفاده از سپاه آقامحمدخان بر ضد فتحعلی شاه قاجار شورید و قزوین را پایتخت خویش قرار نهاد ولی در قزوین و مراغه بیشتر مردم به مرض طاعون دچار گردیدند و سپاهش نیز از آن مرض مصون نماند و با بیگلربیگی ارومیه که از ترکان افشار بود متحد گشت ولی در نهایت شکست خورد و اگرچه فتحعلیشاه او را مورد عفو قرار نهاد ولی دوباره درصدد قشون کشی برآمد و این بار به اشد مجازات رسید)<br />
* باباخان جهانبانی (فرزند ارشد حسین قلی خان که آقامحمدخان قاجار چون فرزندی نداشت وی را ولیعهد خود کرد)<br />
* عباس میرزا (پسر ارشد فتحعلی شاه؛ دلاور مردی که اگر همه با او بودند معاهده‌های گلستان و ترکمان چای قلم نمی‌خورد)<br />
* فرج اله بیک اشاقه باش (سردار سپاه)<br />
* شیخ جعفر تنکابنی (کتاب خوان شخصی آقامحمد خان)<br />
* ابوالفتح خان<br />
* میرزا محمد خان قاجار دولو (حاکم تهران؛ وی جویای قدرت و سرمایه مادی بود برای همین اقدامات کودکانه وی در خور توجه است)<br />
* میرزا شفیع صدر اعظم (صدر اعظم و والی اسبق ولایات عراق – عراق آن زمان به اصفهان؛ کاشان؛ ملایر و بروگرد نسبت داده می‌شد.)<br />
* عبدالرحیم خان شیرازی (حاکم شهرضا و سمیرم که در جنگ سمیرم علیه لطف علی خان زند توانست با خدعه و نیرنگ سپاه او را از هم بپاشد و البته از طرف باباخان جهانبانی مورد تقدیر واقع گشت و پس از آن حکومت آباده و ابرقو را به وی دادند)<br />
* حاج ابراهیم خان کلانتر شیرازی (حاکم شیراز؛ وی ترجیح داد تا در خدمت آقامحمدخان گردد هرچند او بود که لطفعلی خان را به شهریاری رسانید و بپاس خدمتی که کرد حکومت شیراز را به وی دادند اما سرانجام خیانت کرد و باعث به قدرت رسیدن آقامحمد خان شد. اوست که موجبات به سلطنت رسیدن فتح علی شاه را فراهم آورد و در نهایت بدست وی کشته شد)<br />
* نجف قلی خان بیگلربیگی (حاکم تبریز؛ اوست که حصار محکمی بر تبریز کشید و در سال ۱۱۹۹ بدرود زندگی گفت)<br />
* شاهرخ افشار (از نوادگان نادر ظل اله و پدر گلرخ و نادر میرزای افشار؛ نابینا بود و در سال ۱۲۰۹ در مازندران در اثر پیری و فرسودگی و شکنجه هاییکه به منطور آشکار ساختن گنجینه‌ها کشید درگذشت)<br />
* نادر میرزای افشار (پس از آنکه به بخشی از جواهر نادری دستبرد زد راهی هرات شد و از آنجا به کابل رفت و در نهایت دعوی سلطنت کرد و فتحعلی شاه او را به قتل رساند و تمام دودمان نادر را به باد داد تا کینه چندین ساله خیانت به جد خود را تسکین دهد)<br />
* جهانگیر سیستانی (خیانتکار به شاه زندیه؛ اوست که لطف علی خان را ترغیب به ماندن در کرمان کرد و سرانجام نیز او بود که لطفعلی خان را در راه دارزین به راین کرمان به فرستاده شهریار قاجار داد)<br />
* محمد علی خان سیستانی (برادر جهانگیر و حاکم بم و وکیل آباد)<br />
* امیر کونه خان زعفرانلو (حاکم قوچان و از ارادتمندان به قاجاریه)<br />
* ابراهیم خان شادلو (حاکم اسفراین و از ارادتمندان به قاجاریه)<br />
* جعفر خان بیات (حاکم نیشابور و از ارادتمندان به قاجاریه)<br />
* بیرام علی خان (حاکم مرو که در هجوم ازبکان کشته شد)<br />
* حاج شیخ مهدی (از خادمان آرامگاه حضرت امام رضا و از مشاوران شاهرخ)<br />
* شاه مرادبک جان (فرمانده شاه سعید خان در جنگ مرو ازبکان در مرو)<br />
* شاه زمان (حکمران افغانستان در کابل و بلخ – البته افغانستان آن زمان بطور کامل خودمختار بود)<br />
* هرقل یا هراکلیوس(امیر گرجستان که تحت الحمایه روسیه در آمد و عامل حمله آقامحمدخان به قفقاز شد)<br />
* ابراهیم خلیل خان جوانشیر (حاکم شوشی و قراباغ که حاضر به اطاعت از آقامحمدخان نگشت و مدتها حکومت آذربایجان را بر عهده داشت و به آبادی آنجا توجه بسیاری داشت به دانشمندان ارج مینهاد در دربار وی دانشمندان زیادی حضور داشتند دوره حکومت او از اعصار طلایی آذربایجان است)<br />
* ملاپناه واقف(شاعر آزاده و میهن پرست آذری که اشعار عارفانه وی در قفقاز شهرت دارد وی در زمان یورش آغامحمدخان به قفقاز در کنار ابراهیم خلیل خان از رهبران مقاومت‌های مردمی بود.)<br />
* مصطفی خان طالشی (حکم ران طالش که حاضر به پرداخت مالیات به آقامحمدخان نشد و مثل بسیاری از حاکمان آن زمان در دوران کریم خان نیز مالیات مردم را به مصرف خویش میرسانید)]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[اثبات پیامبر بودن کورش کبیر]]></title>
			<link>http://www.asiafilm.ir/forum/thread-445.html</link>
			<pubDate>Thu, 11 Feb 2010 21:50:55 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.asiafilm.ir/forum/thread-445.html</guid>
			<description><![CDATA[به نام اهورامزدا<br />
<br />
برگزینیم که انتخاب کنیم،با تفکر نه با تعصب<br />
برگزینینم که تغییر بدهیم،نه اینکه عذر بیافرینیم<br />
برگزینیم که انگیزه دهیم،نه یاس و ناامیدی<br />
برگزینیم که مفید باشیم،نه مضر<br />
برگزینیم که مرحم باشیم،نه زخم آفرین<br />
برگزینیم که برتر باشیم،نه رقیب<br />
برگزینیم که برای زندگی کردن بجنگیم،نه برای زنده ماندن بیاییم ذهنمان را تغییر دهیم تا دنیایمان تغییر کند<br />
<br />
<br />
در گام نخست باید به معنی اسم کورش توجه کرد......کورش به معنی خورشیدوار است..که اسمی کاملا برازنده ی شخصیت اوست یا شاید بهتر است بگویم که زیبایی شخصیت کورش این اسم را زیباتر کرده..(املای صحیح اسم کورش به این شکل است نه کوروش)<br />
در ابتدا باید بگویم که کورش به خاطر فتوحاتش و یا ضرب شمشیرش شهرت خاص و عام نیست و این محبوبیت وی از بخشندگی و عطوفت وی نشئت میگیرد........از این جهت است که به وی همگان پدر میگفتند و برای وی احترامی مثال زدنی قائل بودند.<br />
او تمامی افرادی که به وی بی احترامی و گستاخی میکرند، با سخاوتمندی بسیاری که داشت ان ها را میبخشید از جمله ی آنها میتوان به شاه لیدی اشاره کرد .....او کزروس را بخشید با تمام بی احترامی هایی که او به کورش بزرگ کرده بود...کزروس تا پایان عمر خود در کنار کورش ماند و برای وی جان فشانی های بسیار کرد(البته شاید در مقالاتی بخوانید کورش او را سوزاند اما این را فقط باید ناشی از کدورت نویسنده های یونانی و ترک دانست).....................و این خود میتواند یکی از فاکتورهای مهم در نورانی بودن و آسمانی بودن شخصیت وی باشد....<br />
ابتدا بهتر است که لقب های کورش کبیر را برای شما عنوان کنم:<br />
کورش را ایرانیان پدر ،و یونانیان که وی سرزمین هایشان را تسخیر کرده بود..او را سرور و قانون گذار می نامیدند.<br />
یهودیان این پادشاه را به منزله ی مسح شده توسط پروردگار بشمار می آورند.ضمن انکه بابلیان او را مورد تایید مردوک میدانند.<br />
و این هم مهر تایید دیگری است به روحانی بودن وی<br />
کورش در کتاب های ادیان مختلف:<br />
<br />
كورش نزد يهوديان ،زرتشتيان ، مسیحیان و مسلمانان از جنبه آسمانی و تقدس برخوردار است<br />
در تورات(اشعیا نبی(ع)-حزقال نبی(ع)-دانیال نبی(ع)-و ارمیای نبی (ع)) از او به عنوان حضرت مسيح، بت شکن، فرستاده پروردگار، چوپان خدا،دست خدا،<br />
شکست دهنده فرعونیان، شاهين خدا، نجات بخش و دانشمند خدا<br />
نام برده شده است.<br />
در صحف عزرای پیامبر(حضرت عزیر)آمده است:کورش فرمود خداوند به من دستور داد تا خانه ای برای او در بیت المقدس بسازم<br />
در تفسیر قرآن ابوالفتح راضی امده است:بر زبان بعضی از پیامبران امر کرد که پادشاهی را از پادشاهان پارس،او کورش بود و او مردی مومن بود....<br />
در انجیل آمده است که کورش پادشاه،ستاره را که هنگام مولود عیسی مسیح طالع شده بود را دیده بود....برای اطلاعات بیشتر میتوانید به کتاب اخبار الزمان مراجعه کنید.<br />
دکتر زرین کوب در کتاب شیرازنامه فرموده است:<br />
نقل است:محمد بن یزید عروس میگوید:که در عهد او عده ای از زهاد و عرفای بیت المقدس به شیراز امده بودند و طلب ائمه ی شیراز را میکردند،ایشان را به من حواله کردند،از انها پرسیدم..دلیل امدن شما به اینجا چیست؟؟؟؟!!!<br />
گفتند:که ما در بعضی از اخبار خوانده ایم ..در شیراز به طرف حومه ی شهر مسجدی است..که ان را مسجد سلیمان میگویند(بارها در تاریخ از پاسارگاد به اشتباه به نام های مسجد سلیمان،تخت سلیمان,آرامگاه مادر سلیمان و.....نام برده شده است.که بعدا دلیل به وجود آمدن این نام ها را برای شما توضیح میدم)و در برابر ان چشمه ای به نام مرغان است(امروزه به روستایی که ارامگاه کورش کبیر در انجا هست دشت مرغاب میگویند)که میگویند سلیمان نبی ان را بنا نموده و ان چشمه از برکات قدم های او به وجود آمده..<br />
و میگویند هر شخص در انجا وضو بگیرد و دو گانه ای بگذارد خدا در دنیا و اخرت او را بی نیاز میکند.<br />
و در پایان استاد ابراهیم پور داود گفته است:<br />
بر هر شخص همانگونه که واجب است یکبار به حج مشرف شود،بر او نیز واجب است که به پاسارگاد و زیارت کورش کبیر برود.زیرا او فردی است که قران مجید بیشترین تعریف(17 ایه)در مورد یک زمامدار از وی کرده است.<br />
جالب است بدانید که در زمان کورش یک معجزه نیز رخ داده است:<br />
<br />
در زمان بلشنصر پادشاه بابل،یهودیان اسیر وی بودند و در شبی که کورش بابل را محاصره کرده بود،او بدون توجه به محاصره ی بابل، ضیافتی ترتیب داد و در ان ضیافت در ظروف مقدس یهودیان که از اورشیلم به غنیمت گرفته بود،شراب ریخت و شروع به نوشیدن با اطرافیانش کرد و خشم یهودیان را بر انگیخت.<br />
در همان زمان نوشته ای بر روی دیوار نمایان شد که گویی دستی نامرئی آن را مینوشت........<br />
مضمون این بود:منامنا(کسره به میم)-ثقیل(فتحه به ث و کسره به ق)-فرسین(فتحه به ف و کسره به س)<br />
بلشنصر تمام کاهنان را احضار کرد در حالی که بسیار ترسیده بود،هیچ کس قادر به ترجمه ی ان نبود...دستور داد دانیال نبی که در زندان بود را بیاورند تا ان را ترجمه کند.......<br />
ترجمه و تفسیر:<br />
منامنا:خداوند سلطنت تو را شمرده و ان را به انتها رسانیده است<br />
ثقیل:تو در میزان سنجیده شده ای و ناقص در امده ای<br />
فرسین:سلطنت تو بخشیده شده و به مادها و پارس ها بخشیده شده است.....<br />
و 2 روز بعد نیز این اتفاق افتاد..و کورش کبیر توانست یهودیان و دانیال نبی را از بند اسارت آزاد کند.<br />
میخواهم مطلبی را ذکر کنم که در کمتر کتابی ذکر شده:<br />
هنگامی که ایت اله سید محمد تقی موسوی به تحلیل شخصیت امام زمان(مهدی موعود )می پرداخت ،فرموند که او شباهت های فراوانی به ذوالقرنین دارد........<br />
فریدون بدره ای در کتاب کورش کبیر در قرآن مجید و عهد عتیق به نقل از شیخ محمد باقر کمره نویسنده ی کتاب((ای شارح اصول کافی کلینی))از کتب چهارگانه ی شیعه....روایت میکند:حضرت علی (ع) خود را همانند ذوالقرنین دانسته و بدان افتخار میکرده است......<br />
حال یک مورد دیگر برای اثبات اینکه کورش فرستاده ای از نزد خداست:<br />
قبل از ظهور اسلام و مسیحیت کسی که از آخرت و وجود معاد صحبت کرد..........کورش بزرگ بود.....<br />
او در وصیتنامه ی خود به صراحت از معاد سخن میگوید.........<br />
گزیده ای از وصیتنامه ایشان:<br />
در ابتدا دوستان میخواهم بگوبم که شاید شما با خواندن این وصیتنامه بگویید این هیچ شباهتی با دیگر وصیتنامه هایی که در دنیای مجازی(اینترنت) موجود هست،ندارد......اما این نوشته بدون هیچ دخل و تصرفی نوشته شده و مستقیما از خود گزنفون تاریخ نویس بزرگ یونان است و ان وصیتنامه هایی که در حال حاضر موجود است را بهتر است بگویم ناقص و بسیار مختصر هستند اما این وصیتنامه بدون هیچ گونه تغییر میباشد.....................البته من فقط نکاتی را مینویسم که کورش بزرگ از معاد سخن گفته.<br />
ای هر دو فرزندم،شما را به خدایان اجداد خویش قسم میدهم که اگر به خشنودی خاطرم علاقه دارید با هم خوب باشید و خیال نکنید چون از میان شما بروم پاک نیست و نابود میشوم...شما با دیدگان ظاهری خود هیچگاه روحم را ندیده اید اما همواره شاهد اثراتش بوده اید.ایا ندیده اید که روح مقتولان چه اتشی در جان جنایتکاران می افکند و شراره ی انتقام چه طوفانی در وجود تبهکاران بر می انگیزد؟؟!!!ایا خیال میکنید اگر آدمیان می دانسته اند که ارواح انها هیچگونه قدرتی ندارند باز احترام و ستایش مردگان دوام می یافت؟<br />
ای فرزندانم بدانید که هستی روح انسان فقط تا وقتی نیست که در این تن فانیست وتا از بدن رفت،نابود میشود.نه به عقیده ی من تا موقعی که روح در کالبد ماست مایه ی زندگی تن است و این تصور به نظر من دور از امکان که با جدایی از بدن بی جان،روح نیست و نابود میگردد.بر عکس پس از رهایی از تن که سرانجام پاک و منزه و از بندها آزاد می شود به عالی ترین مدارج عظم و تعالی خواهد رسید.وقتی که بدن ما به حالت انحلال افتاد هر یک از اجزای ترکیبی آن به عنصر اصلی خود باز میگردد.در هر حال خواه روح فانی شود یا باقی بماند باز،دیدنی نیست.ملاحظه کنید این دو عامل توامان کامل،یعنی مرگ و خواب چه شباهت عظیمی با هم دارند.....در خواب است که روح انسان حد اعلای جنبه ی ملکوتی خود را باز می یابد و انچه را که شدنی است و در پیش است در می یابد زیرا که در حالت خواب پیش از هر موقع دیگر روح آزاد است.<br />
پس اگر انچه می گویم حقیقت باشد و روح فقط از بدن ازاد و جدا میشود بر شماست که در تکریم و نیایش روح من بکوشید و به انچه اندرز میدهم رفتار کنید و اگر هم میپندارید که چنین نیست و هستی روح به بقای بدن بسته است و فانی میباشد....خداوند همواره جاودانی است و بر همه ی امور عالم ناظر و قادر متعال و نگهبان نظم کرداری جهان است و عظمت و خیر او به وهم و خیال در نیاید..<br />
ای فرزندان پس،از خدا بترسید و هرگز در پندار و گفتار و رفتار به راه گناه نروید.........بدنم را در زر یا نقره و یا هر گونه حفاظ نگذارید،بلکه بگذارید در زمین که مادر همه ی نعمت های نیک و نازنین است و نگهبان چیزهای خوب وسودمند،آرام بگیرد........<br />
<br />
<br />
خب د شما بهتر از من درک میکنید،و از متن بالا میفهمید که این حرف ها،حرف های یک انسان معمولی و یا یک پادشاه نیست بلکه حرفهای یک ناجی است کسی که برای نجات بشر آمده است.<br />
نظر دانشمندان درباره ی وی:<br />
کورش کبیر اولین پادشاه هخامنشی افزون بر ایرانیان،به دلیل صدور نخستین اعلامیه ی حقوق بشر نزد همه ی جهانیان و دانشمندان(ویل دورانت،ویکتور هوگو،کنت گوبینو،هگل،شاتوبراین،پاپ کلمنتوس 5(از رهبران کاتولیک ها)،بوسویه،ناپلئون،دانیل روپس،گریشمن و ........)محترم است.در دوران باستانی نیز بسیاری از دانشمندان از جمله((افلاطون،فیثاغورث،هرودت،گزنفون،دیودور سیسیلی و......) او را ستوده اند.<br />
<br />
ابوریحان بیرونی(قرن4 هجری) و غیاث الدین خواند میر(قرن 6 هجری در کتاب حبیب السیر،جلد یک،صفحه ی 136) از او به عنوان بانی بیت المقدس یا مسجد الاقصی(قبله ی نخست مسلمانان)نام میبرد.<br />
نکته ای جالب:<br />
ایا می دانید اولین بار نام چه محلی مشهد بوده است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!<br />
در ابتدا و قبل از اسلام به پاسارگاد مشهد گفته میشد.........شاید برایتان جالب باشد........مشهد به مکانی گفته می شود<br />
که محل شهادت اولیا،انبیاو بزرگان دین است.......در گذشته به پاسارگاد مشهد مادر سلیمان،مشهد ام النبی نیز میگفتند(نمیخواستم به حاشیه بروم اما میخواهم برای شما اثبات کنم که پاسارگاد آرامگاه کورش کبیر است و نه مادر سلیمان نبی....پس از مرگ کورش هنگامی که اطرافیان وی این او را در این آرامگاه به خاک سپردند ان را پارس گرد یا همان پاسارگاد نام نهادند که ارامگاه کورش است اما قرن ها بعد ایرانیان که کشور خود را در برابر هجوم اعراب وحشی دیدند(من قصد توهین ندارم اما حقیقته) تصمیم گرفتند برای اینکه انها به پاسارگاد اسیب نزنند ان را ارامگاه مادر سلیمان معرفی کردند و چون اعراب ساده لوح این چنین بنای با شکوهی ندیده بودند ان را ساخته ی دست بشر نمیدانستند و میپنداشتند که ان را به دلیل ارتباط حضرت سلیمان با دیو ها،ان دیوها این مکان را برای مادر وی ساخته اند ...پس از این دیگر حتی فکر نزدیک شدن به ان را نیز از ذهن خود بیرون کردند.)<br />
و حال ذوالقرنین:<br />
کورش بزرگ بنا بر پژوهش های 100 ساله اخیر دانشمندان مسلمان همان ذوالقرنین (و بدلیل سخن گفتن خدا با وی(( و قلنا یا ذالقرنین))او را پیامبر الهی میدانند)است.که در سوره ی کهف قرآن(ایات 82 تا 99)از او یاد شده است....از جمله معروترین این محققان میتوان به افرادی که در این متن نام برده میشود اشاره کرد:<br />
مولانا ابوالکلام آزاد مفسر بزرگ قرآن و وزیر فرهنگ هند در زمان گاندی در تفسیر البیان-علامه طباطبایی در تفسیر المیزان-ایت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی-و 10 نفر از مفسران بزرگ قرآن در تفسیر نمونه(مانند:قرائتی،امامی،آشتیانی،حسنی،محمدی،شجاعی و عبدالهی)-تابنده گنابادی در کتاب 3 داستان عرفانی از قرآن-ایت الله میر محمد کریم علوی در تفسیر کشف الحقایق(با ترجمه ی عبدالمجید صادق نوبری)-حجت الاسلام سید نور الدین ابطحی در کتاب ایرانیان در قرآن و روایات-دکتر علی شریعتی در کتاب بازشناسی هویت ایرانی اسلامی-سید صدر بلاغی در قصص القرآن-جلال رفیع در کتاب بهشت شداد-دکتر فاروق صفی زاده در کتاب کورش هخامنشی تا محمد خاتمی-منوچهر خدایار در کتاب کورش در ادیان آسیای غربی-ایت الله سید محمد فقیه استاد اخلاق،حافظ کل قرآن و عضو مجلس خبرگان دوم-استاد محیط طباطبایی-دکتر حسنعلی پیشاهنگ-حجت الاسلام شهید هاشمی نژاد-سر احمد خان بنیان گذار اسلامی علیگر هند.و................<br />
قاسم آذینی در کتاب کورش پیام آور بزرگ صفحه ی 89 می گوید:خواجه عبدالله انصاری در تفسیر ادبی-عرفانی خود در سوره ی کهف پس از آیه((انا مکناه له فی الارض))((ما او را در زمین نیروی بسیار دادیم))کورش و ذوالقرنین را یک شخص میداند........<br />
در بعضی مقالات شاید بخوانید که اسکندر همان ذوالقرنین است نه کورش................<br />
و بهتر است بگویم شک برای ذوالقرنین بودن از بین این 2 پادشاه است................<br />
اما حال خواهید فهمید که ذوالقرنین کورش است نه اسکندر:<br />
ذوالقرنین به هر قومی که مسلط می شد انها را به خدا پرستی و روابط انسان دوستانه دعوت میکرد که این مسئله کاملا با شخصیت کورش بزرگ تطابق دارد. ذوالقرنین نماینده ی پروردگار بزرگ بود وبه عدالت رفتار میکرد ،کورش نیز چنین بود....هرودوت مورخ مشهور یونانی میگوید کورش دستور داد تا جز بر روی جنگجویان دشمن بر روی هیچ شخص دیگری شمشیر نکشند طوری که توده ی ملت مصائب جنگ را احساس نکردند..کورش پادشاهی بخشنده و ملایم بود پس وی می تواند ذوالقرنین باشد و شخصی مانند اسکندر که فردی خون ریز بود و از مهمترین اعمال و افتخارتش آتش زدن غنی ترین شهر زیر آفتاب(تخت جمشید)است بتواند فردی باشد که قرآن مجید بدان اشاره کرده باشد زیرا وی فردی حریص و مال اندوز ،خورشید پرست و خونریز بود<br />
2.ذو در زبان عربی به معنی صاحب و دارنده است وقرن به معنی شاخ است....پس ذوالقرنین به معنی صاحب 2 شاخ است...و اگر به مجسمه ای اکه در پاسارگاد موجود است بنگرید خواهید دید که مجسمه ی کورش کبیر که در آنجاست دارای 2 شاخ است که فکر میکنم اثباتی بر این مدعا باشد امروزه نوشته ای که در بالای این مجسمه است از بین رفته و اما در مقالاتی ذکر شده است که ان نوشته ذوالقرنین بودن کورش را اثبات میکند زیرا این نوشته در سال های دور موجود بوده و اکنون از بین رفته و در آن زمان کاوش گرانی که به ایران امده بودند از این مجسمه عکس گرفتند و به همین دلیل این نوشته در عکس ها آشکار است..و جالب است بدانید تمامی آثارهای باستانی که در کشورمان موجود است به نحوی تخریب شده اند اما این مجسمه بدون هیچ اسیبی هم چنان پابرجاست و شاید ترس از منزلت کورش کبیر مانع از تخریب این مجسمه شده.........<br />
3-مسیر حرکت اسکندر در فوتوحاتش درست در خلاف حرکت ذوالقرنین است .............اما مسیر حرکت کورش کبیر با ذوالقرنین یکسان است......(به تصریح قرآن کریم حرکت ذوالقرنین به سمت غرب بوده است و حال آنکه مسیر حرکت اسکندر به سمت شرق است.)<br />
4-در قرآن مجید آمده است که ذوالقرنین سدی آهنین در مقابل دو طایفه ی یاجوج و ماجوج میسازد..........در جمهوری آذربایجان و در کوه های قفقاز سدی موجود است که از آهن ساخته شده،مردم آنجا از ان مکان به عنوان گذرگاه کورش یا تنگه ی کورش یاد می کنند(بهاک گورائی یا کابان گورائی).و رود کورا از آنجا میگذرد. که نام کورا بر گرفته از اسم کورش است.<br />
و حال که کاملا برای ما اثبات شد کورش کبیر همان ذوالقرنین است،پس اثبات نبوت و پیامبری وی دشوار نیست زیرا خداوند در قرآن مجید می فرمایند:و قلنا یا ذوالقرنین.............پس نتیجه میگیریم که خدا با ذوالقرنین در ارتباط بوده و صحبت میکرده و تنها کسانی هم که میتوانند وحی را بشنوند پیامبران هستند.....................در اینکه کورش یک پیامبر اهورایی است شکی وجود ندارد.<br />
نویسنده:رضا لشکرآرا<br />
اگر میخواهید دشمنان خود را خوار کنید به دوستان خود نیکی کنید((کورش کبیر))]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[به نام اهورامزدا<br />
<br />
برگزینیم که انتخاب کنیم،با تفکر نه با تعصب<br />
برگزینینم که تغییر بدهیم،نه اینکه عذر بیافرینیم<br />
برگزینیم که انگیزه دهیم،نه یاس و ناامیدی<br />
برگزینیم که مفید باشیم،نه مضر<br />
برگزینیم که مرحم باشیم،نه زخم آفرین<br />
برگزینیم که برتر باشیم،نه رقیب<br />
برگزینیم که برای زندگی کردن بجنگیم،نه برای زنده ماندن بیاییم ذهنمان را تغییر دهیم تا دنیایمان تغییر کند<br />
<br />
<br />
در گام نخست باید به معنی اسم کورش توجه کرد......کورش به معنی خورشیدوار است..که اسمی کاملا برازنده ی شخصیت اوست یا شاید بهتر است بگویم که زیبایی شخصیت کورش این اسم را زیباتر کرده..(املای صحیح اسم کورش به این شکل است نه کوروش)<br />
در ابتدا باید بگویم که کورش به خاطر فتوحاتش و یا ضرب شمشیرش شهرت خاص و عام نیست و این محبوبیت وی از بخشندگی و عطوفت وی نشئت میگیرد........از این جهت است که به وی همگان پدر میگفتند و برای وی احترامی مثال زدنی قائل بودند.<br />
او تمامی افرادی که به وی بی احترامی و گستاخی میکرند، با سخاوتمندی بسیاری که داشت ان ها را میبخشید از جمله ی آنها میتوان به شاه لیدی اشاره کرد .....او کزروس را بخشید با تمام بی احترامی هایی که او به کورش بزرگ کرده بود...کزروس تا پایان عمر خود در کنار کورش ماند و برای وی جان فشانی های بسیار کرد(البته شاید در مقالاتی بخوانید کورش او را سوزاند اما این را فقط باید ناشی از کدورت نویسنده های یونانی و ترک دانست).....................و این خود میتواند یکی از فاکتورهای مهم در نورانی بودن و آسمانی بودن شخصیت وی باشد....<br />
ابتدا بهتر است که لقب های کورش کبیر را برای شما عنوان کنم:<br />
کورش را ایرانیان پدر ،و یونانیان که وی سرزمین هایشان را تسخیر کرده بود..او را سرور و قانون گذار می نامیدند.<br />
یهودیان این پادشاه را به منزله ی مسح شده توسط پروردگار بشمار می آورند.ضمن انکه بابلیان او را مورد تایید مردوک میدانند.<br />
و این هم مهر تایید دیگری است به روحانی بودن وی<br />
کورش در کتاب های ادیان مختلف:<br />
<br />
كورش نزد يهوديان ،زرتشتيان ، مسیحیان و مسلمانان از جنبه آسمانی و تقدس برخوردار است<br />
در تورات(اشعیا نبی(ع)-حزقال نبی(ع)-دانیال نبی(ع)-و ارمیای نبی (ع)) از او به عنوان حضرت مسيح، بت شکن، فرستاده پروردگار، چوپان خدا،دست خدا،<br />
شکست دهنده فرعونیان، شاهين خدا، نجات بخش و دانشمند خدا<br />
نام برده شده است.<br />
در صحف عزرای پیامبر(حضرت عزیر)آمده است:کورش فرمود خداوند به من دستور داد تا خانه ای برای او در بیت المقدس بسازم<br />
در تفسیر قرآن ابوالفتح راضی امده است:بر زبان بعضی از پیامبران امر کرد که پادشاهی را از پادشاهان پارس،او کورش بود و او مردی مومن بود....<br />
در انجیل آمده است که کورش پادشاه،ستاره را که هنگام مولود عیسی مسیح طالع شده بود را دیده بود....برای اطلاعات بیشتر میتوانید به کتاب اخبار الزمان مراجعه کنید.<br />
دکتر زرین کوب در کتاب شیرازنامه فرموده است:<br />
نقل است:محمد بن یزید عروس میگوید:که در عهد او عده ای از زهاد و عرفای بیت المقدس به شیراز امده بودند و طلب ائمه ی شیراز را میکردند،ایشان را به من حواله کردند،از انها پرسیدم..دلیل امدن شما به اینجا چیست؟؟؟؟!!!<br />
گفتند:که ما در بعضی از اخبار خوانده ایم ..در شیراز به طرف حومه ی شهر مسجدی است..که ان را مسجد سلیمان میگویند(بارها در تاریخ از پاسارگاد به اشتباه به نام های مسجد سلیمان،تخت سلیمان,آرامگاه مادر سلیمان و.....نام برده شده است.که بعدا دلیل به وجود آمدن این نام ها را برای شما توضیح میدم)و در برابر ان چشمه ای به نام مرغان است(امروزه به روستایی که ارامگاه کورش کبیر در انجا هست دشت مرغاب میگویند)که میگویند سلیمان نبی ان را بنا نموده و ان چشمه از برکات قدم های او به وجود آمده..<br />
و میگویند هر شخص در انجا وضو بگیرد و دو گانه ای بگذارد خدا در دنیا و اخرت او را بی نیاز میکند.<br />
و در پایان استاد ابراهیم پور داود گفته است:<br />
بر هر شخص همانگونه که واجب است یکبار به حج مشرف شود،بر او نیز واجب است که به پاسارگاد و زیارت کورش کبیر برود.زیرا او فردی است که قران مجید بیشترین تعریف(17 ایه)در مورد یک زمامدار از وی کرده است.<br />
جالب است بدانید که در زمان کورش یک معجزه نیز رخ داده است:<br />
<br />
در زمان بلشنصر پادشاه بابل،یهودیان اسیر وی بودند و در شبی که کورش بابل را محاصره کرده بود،او بدون توجه به محاصره ی بابل، ضیافتی ترتیب داد و در ان ضیافت در ظروف مقدس یهودیان که از اورشیلم به غنیمت گرفته بود،شراب ریخت و شروع به نوشیدن با اطرافیانش کرد و خشم یهودیان را بر انگیخت.<br />
در همان زمان نوشته ای بر روی دیوار نمایان شد که گویی دستی نامرئی آن را مینوشت........<br />
مضمون این بود:منامنا(کسره به میم)-ثقیل(فتحه به ث و کسره به ق)-فرسین(فتحه به ف و کسره به س)<br />
بلشنصر تمام کاهنان را احضار کرد در حالی که بسیار ترسیده بود،هیچ کس قادر به ترجمه ی ان نبود...دستور داد دانیال نبی که در زندان بود را بیاورند تا ان را ترجمه کند.......<br />
ترجمه و تفسیر:<br />
منامنا:خداوند سلطنت تو را شمرده و ان را به انتها رسانیده است<br />
ثقیل:تو در میزان سنجیده شده ای و ناقص در امده ای<br />
فرسین:سلطنت تو بخشیده شده و به مادها و پارس ها بخشیده شده است.....<br />
و 2 روز بعد نیز این اتفاق افتاد..و کورش کبیر توانست یهودیان و دانیال نبی را از بند اسارت آزاد کند.<br />
میخواهم مطلبی را ذکر کنم که در کمتر کتابی ذکر شده:<br />
هنگامی که ایت اله سید محمد تقی موسوی به تحلیل شخصیت امام زمان(مهدی موعود )می پرداخت ،فرموند که او شباهت های فراوانی به ذوالقرنین دارد........<br />
فریدون بدره ای در کتاب کورش کبیر در قرآن مجید و عهد عتیق به نقل از شیخ محمد باقر کمره نویسنده ی کتاب((ای شارح اصول کافی کلینی))از کتب چهارگانه ی شیعه....روایت میکند:حضرت علی (ع) خود را همانند ذوالقرنین دانسته و بدان افتخار میکرده است......<br />
حال یک مورد دیگر برای اثبات اینکه کورش فرستاده ای از نزد خداست:<br />
قبل از ظهور اسلام و مسیحیت کسی که از آخرت و وجود معاد صحبت کرد..........کورش بزرگ بود.....<br />
او در وصیتنامه ی خود به صراحت از معاد سخن میگوید.........<br />
گزیده ای از وصیتنامه ایشان:<br />
در ابتدا دوستان میخواهم بگوبم که شاید شما با خواندن این وصیتنامه بگویید این هیچ شباهتی با دیگر وصیتنامه هایی که در دنیای مجازی(اینترنت) موجود هست،ندارد......اما این نوشته بدون هیچ دخل و تصرفی نوشته شده و مستقیما از خود گزنفون تاریخ نویس بزرگ یونان است و ان وصیتنامه هایی که در حال حاضر موجود است را بهتر است بگویم ناقص و بسیار مختصر هستند اما این وصیتنامه بدون هیچ گونه تغییر میباشد.....................البته من فقط نکاتی را مینویسم که کورش بزرگ از معاد سخن گفته.<br />
ای هر دو فرزندم،شما را به خدایان اجداد خویش قسم میدهم که اگر به خشنودی خاطرم علاقه دارید با هم خوب باشید و خیال نکنید چون از میان شما بروم پاک نیست و نابود میشوم...شما با دیدگان ظاهری خود هیچگاه روحم را ندیده اید اما همواره شاهد اثراتش بوده اید.ایا ندیده اید که روح مقتولان چه اتشی در جان جنایتکاران می افکند و شراره ی انتقام چه طوفانی در وجود تبهکاران بر می انگیزد؟؟!!!ایا خیال میکنید اگر آدمیان می دانسته اند که ارواح انها هیچگونه قدرتی ندارند باز احترام و ستایش مردگان دوام می یافت؟<br />
ای فرزندانم بدانید که هستی روح انسان فقط تا وقتی نیست که در این تن فانیست وتا از بدن رفت،نابود میشود.نه به عقیده ی من تا موقعی که روح در کالبد ماست مایه ی زندگی تن است و این تصور به نظر من دور از امکان که با جدایی از بدن بی جان،روح نیست و نابود میگردد.بر عکس پس از رهایی از تن که سرانجام پاک و منزه و از بندها آزاد می شود به عالی ترین مدارج عظم و تعالی خواهد رسید.وقتی که بدن ما به حالت انحلال افتاد هر یک از اجزای ترکیبی آن به عنصر اصلی خود باز میگردد.در هر حال خواه روح فانی شود یا باقی بماند باز،دیدنی نیست.ملاحظه کنید این دو عامل توامان کامل،یعنی مرگ و خواب چه شباهت عظیمی با هم دارند.....در خواب است که روح انسان حد اعلای جنبه ی ملکوتی خود را باز می یابد و انچه را که شدنی است و در پیش است در می یابد زیرا که در حالت خواب پیش از هر موقع دیگر روح آزاد است.<br />
پس اگر انچه می گویم حقیقت باشد و روح فقط از بدن ازاد و جدا میشود بر شماست که در تکریم و نیایش روح من بکوشید و به انچه اندرز میدهم رفتار کنید و اگر هم میپندارید که چنین نیست و هستی روح به بقای بدن بسته است و فانی میباشد....خداوند همواره جاودانی است و بر همه ی امور عالم ناظر و قادر متعال و نگهبان نظم کرداری جهان است و عظمت و خیر او به وهم و خیال در نیاید..<br />
ای فرزندان پس،از خدا بترسید و هرگز در پندار و گفتار و رفتار به راه گناه نروید.........بدنم را در زر یا نقره و یا هر گونه حفاظ نگذارید،بلکه بگذارید در زمین که مادر همه ی نعمت های نیک و نازنین است و نگهبان چیزهای خوب وسودمند،آرام بگیرد........<br />
<br />
<br />
خب د شما بهتر از من درک میکنید،و از متن بالا میفهمید که این حرف ها،حرف های یک انسان معمولی و یا یک پادشاه نیست بلکه حرفهای یک ناجی است کسی که برای نجات بشر آمده است.<br />
نظر دانشمندان درباره ی وی:<br />
کورش کبیر اولین پادشاه هخامنشی افزون بر ایرانیان،به دلیل صدور نخستین اعلامیه ی حقوق بشر نزد همه ی جهانیان و دانشمندان(ویل دورانت،ویکتور هوگو،کنت گوبینو،هگل،شاتوبراین،پاپ کلمنتوس 5(از رهبران کاتولیک ها)،بوسویه،ناپلئون،دانیل روپس،گریشمن و ........)محترم است.در دوران باستانی نیز بسیاری از دانشمندان از جمله((افلاطون،فیثاغورث،هرودت،گزنفون،دیودور سیسیلی و......) او را ستوده اند.<br />
<br />
ابوریحان بیرونی(قرن4 هجری) و غیاث الدین خواند میر(قرن 6 هجری در کتاب حبیب السیر،جلد یک،صفحه ی 136) از او به عنوان بانی بیت المقدس یا مسجد الاقصی(قبله ی نخست مسلمانان)نام میبرد.<br />
نکته ای جالب:<br />
ایا می دانید اولین بار نام چه محلی مشهد بوده است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!<br />
در ابتدا و قبل از اسلام به پاسارگاد مشهد گفته میشد.........شاید برایتان جالب باشد........مشهد به مکانی گفته می شود<br />
که محل شهادت اولیا،انبیاو بزرگان دین است.......در گذشته به پاسارگاد مشهد مادر سلیمان،مشهد ام النبی نیز میگفتند(نمیخواستم به حاشیه بروم اما میخواهم برای شما اثبات کنم که پاسارگاد آرامگاه کورش کبیر است و نه مادر سلیمان نبی....پس از مرگ کورش هنگامی که اطرافیان وی این او را در این آرامگاه به خاک سپردند ان را پارس گرد یا همان پاسارگاد نام نهادند که ارامگاه کورش است اما قرن ها بعد ایرانیان که کشور خود را در برابر هجوم اعراب وحشی دیدند(من قصد توهین ندارم اما حقیقته) تصمیم گرفتند برای اینکه انها به پاسارگاد اسیب نزنند ان را ارامگاه مادر سلیمان معرفی کردند و چون اعراب ساده لوح این چنین بنای با شکوهی ندیده بودند ان را ساخته ی دست بشر نمیدانستند و میپنداشتند که ان را به دلیل ارتباط حضرت سلیمان با دیو ها،ان دیوها این مکان را برای مادر وی ساخته اند ...پس از این دیگر حتی فکر نزدیک شدن به ان را نیز از ذهن خود بیرون کردند.)<br />
و حال ذوالقرنین:<br />
کورش بزرگ بنا بر پژوهش های 100 ساله اخیر دانشمندان مسلمان همان ذوالقرنین (و بدلیل سخن گفتن خدا با وی(( و قلنا یا ذالقرنین))او را پیامبر الهی میدانند)است.که در سوره ی کهف قرآن(ایات 82 تا 99)از او یاد شده است....از جمله معروترین این محققان میتوان به افرادی که در این متن نام برده میشود اشاره کرد:<br />
مولانا ابوالکلام آزاد مفسر بزرگ قرآن و وزیر فرهنگ هند در زمان گاندی در تفسیر البیان-علامه طباطبایی در تفسیر المیزان-ایت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی-و 10 نفر از مفسران بزرگ قرآن در تفسیر نمونه(مانند:قرائتی،امامی،آشتیانی،حسنی،محمدی،شجاعی و عبدالهی)-تابنده گنابادی در کتاب 3 داستان عرفانی از قرآن-ایت الله میر محمد کریم علوی در تفسیر کشف الحقایق(با ترجمه ی عبدالمجید صادق نوبری)-حجت الاسلام سید نور الدین ابطحی در کتاب ایرانیان در قرآن و روایات-دکتر علی شریعتی در کتاب بازشناسی هویت ایرانی اسلامی-سید صدر بلاغی در قصص القرآن-جلال رفیع در کتاب بهشت شداد-دکتر فاروق صفی زاده در کتاب کورش هخامنشی تا محمد خاتمی-منوچهر خدایار در کتاب کورش در ادیان آسیای غربی-ایت الله سید محمد فقیه استاد اخلاق،حافظ کل قرآن و عضو مجلس خبرگان دوم-استاد محیط طباطبایی-دکتر حسنعلی پیشاهنگ-حجت الاسلام شهید هاشمی نژاد-سر احمد خان بنیان گذار اسلامی علیگر هند.و................<br />
قاسم آذینی در کتاب کورش پیام آور بزرگ صفحه ی 89 می گوید:خواجه عبدالله انصاری در تفسیر ادبی-عرفانی خود در سوره ی کهف پس از آیه((انا مکناه له فی الارض))((ما او را در زمین نیروی بسیار دادیم))کورش و ذوالقرنین را یک شخص میداند........<br />
در بعضی مقالات شاید بخوانید که اسکندر همان ذوالقرنین است نه کورش................<br />
و بهتر است بگویم شک برای ذوالقرنین بودن از بین این 2 پادشاه است................<br />
اما حال خواهید فهمید که ذوالقرنین کورش است نه اسکندر:<br />
ذوالقرنین به هر قومی که مسلط می شد انها را به خدا پرستی و روابط انسان دوستانه دعوت میکرد که این مسئله کاملا با شخصیت کورش بزرگ تطابق دارد. ذوالقرنین نماینده ی پروردگار بزرگ بود وبه عدالت رفتار میکرد ،کورش نیز چنین بود....هرودوت مورخ مشهور یونانی میگوید کورش دستور داد تا جز بر روی جنگجویان دشمن بر روی هیچ شخص دیگری شمشیر نکشند طوری که توده ی ملت مصائب جنگ را احساس نکردند..کورش پادشاهی بخشنده و ملایم بود پس وی می تواند ذوالقرنین باشد و شخصی مانند اسکندر که فردی خون ریز بود و از مهمترین اعمال و افتخارتش آتش زدن غنی ترین شهر زیر آفتاب(تخت جمشید)است بتواند فردی باشد که قرآن مجید بدان اشاره کرده باشد زیرا وی فردی حریص و مال اندوز ،خورشید پرست و خونریز بود<br />
2.ذو در زبان عربی به معنی صاحب و دارنده است وقرن به معنی شاخ است....پس ذوالقرنین به معنی صاحب 2 شاخ است...و اگر به مجسمه ای اکه در پاسارگاد موجود است بنگرید خواهید دید که مجسمه ی کورش کبیر که در آنجاست دارای 2 شاخ است که فکر میکنم اثباتی بر این مدعا باشد امروزه نوشته ای که در بالای این مجسمه است از بین رفته و اما در مقالاتی ذکر شده است که ان نوشته ذوالقرنین بودن کورش را اثبات میکند زیرا این نوشته در سال های دور موجود بوده و اکنون از بین رفته و در آن زمان کاوش گرانی که به ایران امده بودند از این مجسمه عکس گرفتند و به همین دلیل این نوشته در عکس ها آشکار است..و جالب است بدانید تمامی آثارهای باستانی که در کشورمان موجود است به نحوی تخریب شده اند اما این مجسمه بدون هیچ اسیبی هم چنان پابرجاست و شاید ترس از منزلت کورش کبیر مانع از تخریب این مجسمه شده.........<br />
3-مسیر حرکت اسکندر در فوتوحاتش درست در خلاف حرکت ذوالقرنین است .............اما مسیر حرکت کورش کبیر با ذوالقرنین یکسان است......(به تصریح قرآن کریم حرکت ذوالقرنین به سمت غرب بوده است و حال آنکه مسیر حرکت اسکندر به سمت شرق است.)<br />
4-در قرآن مجید آمده است که ذوالقرنین سدی آهنین در مقابل دو طایفه ی یاجوج و ماجوج میسازد..........در جمهوری آذربایجان و در کوه های قفقاز سدی موجود است که از آهن ساخته شده،مردم آنجا از ان مکان به عنوان گذرگاه کورش یا تنگه ی کورش یاد می کنند(بهاک گورائی یا کابان گورائی).و رود کورا از آنجا میگذرد. که نام کورا بر گرفته از اسم کورش است.<br />
و حال که کاملا برای ما اثبات شد کورش کبیر همان ذوالقرنین است،پس اثبات نبوت و پیامبری وی دشوار نیست زیرا خداوند در قرآن مجید می فرمایند:و قلنا یا ذوالقرنین.............پس نتیجه میگیریم که خدا با ذوالقرنین در ارتباط بوده و صحبت میکرده و تنها کسانی هم که میتوانند وحی را بشنوند پیامبران هستند.....................در اینکه کورش یک پیامبر اهورایی است شکی وجود ندارد.<br />
نویسنده:رضا لشکرآرا<br />
اگر میخواهید دشمنان خود را خوار کنید به دوستان خود نیکی کنید((کورش کبیر))]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[سریال همسر من بی نطیره - My Wife is a Superwoman]]></title>
			<link>http://www.asiafilm.ir/forum/thread-444.html</link>
			<pubDate>Sat, 06 Feb 2010 15:41:11 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.asiafilm.ir/forum/thread-444.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام دوستان.<br />
خب این سریال هم که از پنجشنبه شروع به پخش میکنه و فکر کنم سریال جالبی باشه در ضمن دو تا بازیگره آشنا هم تا اینجا توش دیدم : 1.جانگ چلسوی همسر یا دردسر 2.بانو یوها !!!<br />
تازه خیلی هم جدیده<img src="http://www.asiafilm.ir/forum/images/smilies/wink.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Wink" title="Wink" /> :2009!<br />
---<br />
سریال همسر من بی نطیره ( کره ای ) برنامه جدید از شبکه فارسی 1 (خبر اختصاصی از FARSI1.INFO)<br />
<br />
این سریال بزودی از شبکه فارسی 1 پخش خواهد شد... <br />
<br />
نام سریال : <span style="font-weight: bold;">همسر من بی نطیره (My Wife is a Superwoman)</span> - نام های شناخته شده : زن خارق العاده من -  Queen of Housewives - Queen of Wives <br />
<br />
 ژانر : رمانتیک - سال تولید : 2009 تعداد قسمت : 16  - شبکه : MBC<br />
<br />
بازیگران : Kim Nam Joo - Oh Ji Ho Oh Ji Ho -Lee Hye Young <br />
<br />
کارگردان :  <br />
Go Dong Sun<br />
<br />
جوایز:<br />
2009 MBC Drama Awards: Female Top Excellence Award (Kim Nam Joo) <br />
2009 MBC Drama Awards: Male Top Excellence Award (Yoon Sang Hyun) <br />
2009 MBC Drama Awards: Male Excellence Award (Choi Chul Ho) <br />
2009 MBC Drama Awards: Female Excellence Award (Lee Hye Young) <br />
2009 MBC Drama Awards: Golden Acting Award (Kim Chang Wan) <br />
2009 MBC Drama Awards: Golden Acting Award (Nah Young Hee) <br />
2009 MBC Drama Awards: Writer of the Year Award (Park Ji Eun)<br />
<br />
<br />
<img src="http://195.149.248.189:8080/2009-04-24/cdef2f5ae25158f67a4576519d68d745" border="0" alt="[تصوير: cdef2f5ae25158f67a4576519d68d745&#93;" /><br />
---<br />
<img src="http://asyadizileri.files.wordpress.com/2009/03/queen_of_housewives.jpg" border="0" alt="[تصوير: queen_of_housewives.jpg&#93;" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام دوستان.<br />
خب این سریال هم که از پنجشنبه شروع به پخش میکنه و فکر کنم سریال جالبی باشه در ضمن دو تا بازیگره آشنا هم تا اینجا توش دیدم : 1.جانگ چلسوی همسر یا دردسر 2.بانو یوها !!!<br />
تازه خیلی هم جدیده<img src="http://www.asiafilm.ir/forum/images/smilies/wink.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Wink" title="Wink" /> :2009!<br />
---<br />
سریال همسر من بی نطیره ( کره ای ) برنامه جدید از شبکه فارسی 1 (خبر اختصاصی از FARSI1.INFO)<br />
<br />
این سریال بزودی از شبکه فارسی 1 پخش خواهد شد... <br />
<br />
نام سریال : <span style="font-weight: bold;">همسر من بی نطیره (My Wife is a Superwoman)</span> - نام های شناخته شده : زن خارق العاده من -  Queen of Housewives - Queen of Wives <br />
<br />
 ژانر : رمانتیک - سال تولید : 2009 تعداد قسمت : 16  - شبکه : MBC<br />
<br />
بازیگران : Kim Nam Joo - Oh Ji Ho Oh Ji Ho -Lee Hye Young <br />
<br />
کارگردان :  <br />
Go Dong Sun<br />
<br />
جوایز:<br />
2009 MBC Drama Awards: Female Top Excellence Award (Kim Nam Joo) <br />
2009 MBC Drama Awards: Male Top Excellence Award (Yoon Sang Hyun) <br />
2009 MBC Drama Awards: Male Excellence Award (Choi Chul Ho) <br />
2009 MBC Drama Awards: Female Excellence Award (Lee Hye Young) <br />
2009 MBC Drama Awards: Golden Acting Award (Kim Chang Wan) <br />
2009 MBC Drama Awards: Golden Acting Award (Nah Young Hee) <br />
2009 MBC Drama Awards: Writer of the Year Award (Park Ji Eun)<br />
<br />
<br />
<img src="http://195.149.248.189:8080/2009-04-24/cdef2f5ae25158f67a4576519d68d745" border="0" alt="[تصوير: cdef2f5ae25158f67a4576519d68d745]" /><br />
---<br />
<img src="http://asyadizileri.files.wordpress.com/2009/03/queen_of_housewives.jpg" border="0" alt="[تصوير: queen_of_housewives.jpg]" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[دوست پسر ,دوست دختر ؛ معایب و محاسن آن]]></title>
			<link>http://www.asiafilm.ir/forum/thread-443.html</link>
			<pubDate>Fri, 05 Feb 2010 23:28:05 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.asiafilm.ir/forum/thread-443.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-size: large;"><span style="font-family: Times New Roman;"><span style="font-weight: bold;">درود بر دوستان گرامی . <br />
<br />
این تاپیک نیز در راستای بررسی و به چالش کشیدن مشکلات اجتماعی ایجاد شد و امید است با استقبال شما عزیزان روبرو شود و مورد بحث هم از نام اون کاملا آشکار می باشد . <br />
<br />
رعایت احترام تمامی کاربران با هر عقیده ای الزامیست . <br />
<br />
پاینده باشید</span> </span>. </span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-size: large;"><span style="font-family: Times New Roman;"><span style="font-weight: bold;">درود بر دوستان گرامی . <br />
<br />
این تاپیک نیز در راستای بررسی و به چالش کشیدن مشکلات اجتماعی ایجاد شد و امید است با استقبال شما عزیزان روبرو شود و مورد بحث هم از نام اون کاملا آشکار می باشد . <br />
<br />
رعایت احترام تمامی کاربران با هر عقیده ای الزامیست . <br />
<br />
پاینده باشید</span> </span>. </span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[sarina]]></title>
			<link>http://www.asiafilm.ir/forum/thread-442.html</link>
			<pubDate>Fri, 05 Feb 2010 20:06:07 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.asiafilm.ir/forum/thread-442.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام من عضو جديد هستم.<br />
از فيلم خوشم اومد اما از بازي هنرپيشه ها چندان راضي نيستم. دروغ ميگم؟<img src="http://www.asiafilm.ir/forum/images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام من عضو جديد هستم.<br />
از فيلم خوشم اومد اما از بازي هنرپيشه ها چندان راضي نيستم. دروغ ميگم؟<img src="http://www.asiafilm.ir/forum/images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[سریال افسانه افسونگر - Miss Mermaid]]></title>
			<link>http://www.asiafilm.ir/forum/thread-441.html</link>
			<pubDate>Sun, 31 Jan 2010 12:31:18 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.asiafilm.ir/forum/thread-441.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-size: medium;"><span style="color: #FF69B4;"><span style="font-weight: bold;">افسانه افسونگر</span></span></span><br />
<br />
پس از به پایان رسیدن سریال کره ای خواهر دوست داشتنی من فارسی 1 قصد پخش سریال کره ای دیگری به نام افسانه افسونگر را دارد.<br />
<br />
 سریال افسانه افسونگر بزودی از شبکه فارسی 1 پخش خواهد شد...<br />
<br />
نام سریال : افسانه افسونگر - عنوان سریال : Ineo Agassi - نام های شناخته شده : Little Mermaid / Mermaid Lady/ Miss Mermaid / Story of a Mermaid / Irene  <br />
<br />
ژ انر : درام ، رمانتیک - تعداد قسمت : 256  (مادر جان<img src="http://www.asiafilm.ir/forum/images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" />!!!) شبکه : MBC سال تولید : 2002<br />
<br />
<img src="http://www.narakdvd.com/product_icon/KR37-1.jpg" border="0" alt="[تصوير: KR37-1.jpg&#93;" /><br />
<br />
بازیگران:<br />
<br />
Jang Seo Hee as Eun Ah Ri Young (29) <br />
Kim Sung Min as Lee Joo Wang (30) <br />
Jung Young Sook as Han Kyung Hye (Ah Ri Young's mother, 51) <br />
Park Geun Hyung as Eun Jin Jung (53) <br />
Han Hye Sook as Shim Soo Jung (49) <br />
Woo Hee Jin as Eun Ye Young (25) <br />
Kim Byung Gi as Lee Sung Soo (53) <br />
Sa Mi Ja as Keum Ok Sun (74) <br />
Kim Yong Rim as Geum Silla (54) <br />
Go Doo Shim as Jo Soo Ah (Ma Joon's mother, 50) <br />
Jung Bo Suk as Ma Ma Joon (29) <br />
Lee Jae Eun as Ma Ma Rin (25) <br />
Sa Kang as Jin Kyung]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-size: medium;"><span style="color: #FF69B4;"><span style="font-weight: bold;">افسانه افسونگر</span></span></span><br />
<br />
پس از به پایان رسیدن سریال کره ای خواهر دوست داشتنی من فارسی 1 قصد پخش سریال کره ای دیگری به نام افسانه افسونگر را دارد.<br />
<br />
 سریال افسانه افسونگر بزودی از شبکه فارسی 1 پخش خواهد شد...<br />
<br />
نام سریال : افسانه افسونگر - عنوان سریال : Ineo Agassi - نام های شناخته شده : Little Mermaid / Mermaid Lady/ Miss Mermaid / Story of a Mermaid / Irene  <br />
<br />
ژ انر : درام ، رمانتیک - تعداد قسمت : 256  (مادر جان<img src="http://www.asiafilm.ir/forum/images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" />!!!) شبکه : MBC سال تولید : 2002<br />
<br />
<img src="http://www.narakdvd.com/product_icon/KR37-1.jpg" border="0" alt="[تصوير: KR37-1.jpg]" /><br />
<br />
بازیگران:<br />
<br />
Jang Seo Hee as Eun Ah Ri Young (29) <br />
Kim Sung Min as Lee Joo Wang (30) <br />
Jung Young Sook as Han Kyung Hye (Ah Ri Young's mother, 51) <br />
Park Geun Hyung as Eun Jin Jung (53) <br />
Han Hye Sook as Shim Soo Jung (49) <br />
Woo Hee Jin as Eun Ye Young (25) <br />
Kim Byung Gi as Lee Sung Soo (53) <br />
Sa Mi Ja as Keum Ok Sun (74) <br />
Kim Yong Rim as Geum Silla (54) <br />
Go Doo Shim as Jo Soo Ah (Ma Joon's mother, 50) <br />
Jung Bo Suk as Ma Ma Joon (29) <br />
Lee Jae Eun as Ma Ma Rin (25) <br />
Sa Kang as Jin Kyung]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فروش وی پی ان V P N + اکانت Socks]]></title>
			<link>http://www.asiafilm.ir/forum/thread-440.html</link>
			<pubDate>Fri, 22 Jan 2010 11:41:37 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.asiafilm.ir/forum/thread-440.html</guid>
			<description><![CDATA[شما می توانید جهت داشتن وی پی انی با سرعت و کیفیت عالی به آدرس <a href="httpS://www.trustvpn.info" target="_blank">httpS://www.trustvpn.info</a> مراجعه نموده و اکانت درخواستی خود را به ما اطلاع دهید. تا در عرض کمتر از یک ساعت آن را به شما تحویل دهیم.<br />
<br />
1 ماهه فقط 4 هزار تومان<br />
10 ساعته فقط 1.5 هزار تومان<br />
<br />
username: trustvpn<br />
password: test<br />
ip: us.trustvpn.info<br />
<br />
اکانت تست فقط چهار دقیقه بوده و سرعت آن محدود می باشد.<br />
<br />
دوستانی که با سرویس وی-پی-ان بدلیل محدودیت های شرکت مخابرات مشکل دارن، میتونن از سرویس Secure Tunnel ما که با همان هزینه های وی-پی-ان ارائه میشه، استفاده کنند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[شما می توانید جهت داشتن وی پی انی با سرعت و کیفیت عالی به آدرس <a href="httpS://www.trustvpn.info" target="_blank">httpS://www.trustvpn.info</a> مراجعه نموده و اکانت درخواستی خود را به ما اطلاع دهید. تا در عرض کمتر از یک ساعت آن را به شما تحویل دهیم.<br />
<br />
1 ماهه فقط 4 هزار تومان<br />
10 ساعته فقط 1.5 هزار تومان<br />
<br />
username: trustvpn<br />
password: test<br />
ip: us.trustvpn.info<br />
<br />
اکانت تست فقط چهار دقیقه بوده و سرعت آن محدود می باشد.<br />
<br />
دوستانی که با سرویس وی-پی-ان بدلیل محدودیت های شرکت مخابرات مشکل دارن، میتونن از سرویس Secure Tunnel ما که با همان هزینه های وی-پی-ان ارائه میشه، استفاده کنند.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[دانلود فیلم آواتار Avatar 2009 با لینک مسقیم]]></title>
			<link>http://www.asiafilm.ir/forum/thread-439.html</link>
			<pubDate>Fri, 22 Jan 2010 09:00:27 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.asiafilm.ir/forum/thread-439.html</guid>
			<description><![CDATA[<img src="http://bestpatogh.com/pic/Avatar.jpg" border="0" alt="[تصوير: Avatar.jpg&#93;" /><br />
<br />
ژانر: اکشن, ماجرایی, علمی تخیلی, هیجان انگیزa<br />
فایل منتشر شده: Avatar (2009) TeleSync – Latest Ver. – ۵۵۰MB – scOrp<br />
کیفیت: TeleSync – رو پرده ای اما خوب<br />
فرمت: mkv<br />
حجم: ۵۵۰ MB<br />
زمان: ۱۶۲ دقیقه<br />
امتیاز: ۸٫۷/۱۰<br />
تاریخ انتشار: ۱۷ December 2009<br />
زیرنویس فارسی: دارد<br />
کارگردان: James Cameron<br />
بازیگران: Sam Worthington, Zoe Saldana, Sigourney Weaver, Stephen Lang, Michelle Rodriguez …<br />
خلاصه داستان: داستان در سال ۲۱۵۴اتفاق می افتد و در رابطه با یک ماموریت توسط نیروهای نظامی آمریکا در قمری به اندازه کره زمین که دور ستاره عظیمی می چرخد.این دنیای جدید پانادورا منبع معادنی است که بشر از داشتن آنها در زمین ناامید شده است.پانادورا یک خطر برای کره زمین محسوب نمی شود اما با این حال ما برای فتح آنجا نیروی نظامی اعزام می کنیم …<br />
پاورقی: این فیلم توسط جیمز کامرون کارگردان توانای فیلم تایتانیک ساخته شده و ۴٫۵ سال صرف ساخت این فیلم شده و پس از اکران رتبه ۱ باکس آفیس را با فروش خوب ۷۷ میلیون دلاری بدست آورده است. و در حال حاضر در رتبه۳۱ برترین فیلم های تاریخ سینما قرار دارد.<br />
<br />
====<br />
<span style="font-weight: bold;">AVATAR فیلم</span><br />
<br />
آواتار آخرین اثر (جیمز كامرون) كارگردان تایتانیك<br />
<br />
داغ داغ این فیلم اكنون روی پرده سینما های امریكا و جهان می باشد <br />
<br />
بهترین فیلم 10 سال اخیر سینماهای جهان <br />
<br />
بهترین جایگزین برای پرفروش ترین فیلم جهان  “تایتانیك”<br />
<br />
پرفروشترین فیلم 2 هفته اخیر در آمریكا و اروپا <br />
<br />
بهترین و جالبترین فیلم سال 2009<br />
<br />
بزرگترین و دیدنی ترین فیلم 3 بعدی <br />
<br />
فیلمی كه نظر همه منتقدین را به خود جلب كرده است!!<br />
چند روزی است كه فیلم جدید جیمز كامرون به نام Avatar اكران شده است. فیلمی كه اگر آن را ببینید تمام تصورات شما را از جلوه های ویژه و تكنولوژی متحول خواهد كرد و در واقع درب جدیدی در صنعت سینما محسوب می شود. اگر به نظرتان فیلم Dark Knight خوب بوده یا اینكه Transformers را فیلمی پر از جزئیات و هیجان می دانید، باید بدانید كه آواتار این فیلم ها را به راحتی تا می زند و درون جیب اش قرار می دهد! <br />
<br />
فیلم در زمان آینده اتفاق می افتد و در مورد یك نظامی معلول است كه به سیاره ای به نام پاندورا می رود تا در آنجا ماموریت ای غیرعادی را انجام بدهد… <br />
<br />
طرح فیلم از سال ۱۹۷۷ یعنی حدود ۳۳ سال پیش توسط جیمز كامرون ریخته شده. وقتی كه وی برای بار اول در مورد طرح اش با تیم فنی صحبت كرده، به وی گفته شده بود كه امكان ساخت چنین فیلمی با تكنولوژی فعلی وجود ندارد. و او مجبور شد تا بعد از ساخت فیلم تایتانیك ( اثر مشهور دیگر این كارگردان ) صبر كند. <br />
<br />
این بار كامرون وقت بیشتری برای تكنولوژی مورد نیاز گذاشت. فیلم جدید به دوربین های پیشرفته ی HD ای نیاز داشت كه امكان تصویر برداری به صورت دو بعدی و سه بعدی را داشته باشند و افراد هنگام تماشای یك فیلم طولانی سه ساعته دچار سردرد نشوند. <br />
كامرون مطلع شد كه شركت سونی چنین دوربینی را ساخته است اما مشكل در این بود كه این دوربین ۲۰۴ كیلوگرم وزن داشت و عملا برای پروژه آواتار قابل استفاده نبود. برای همین در سال ۲۰۰۰ جیمز كامرون به ژاپن سفر كرد و با سونی به توافق رسید تا دوربین هایی مخصوص این فیلم ساخته شود. سونی این كار را با تكه تكه كردن دوربین به قطعات مختلف و جدا كردن پردازشگرهای بزرگ آن انجام داد به این گونه وزن آنها را به ۲۰ كیلوگرم كاهش داد تا آواتار ساخته شود.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
این نخستین فیلم سینمایی كامرون بعد از تایتانیك در سال ۹۷ است و گفته می شود كه این كارگردان بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ میلیون دلار برای ساخت آن هزینه كرده است. چیزی كه آن را پر هزینه ترین فیلم تاریخ سینما كرده است.<br />
<br />
<img src="http://www.bia2kharid.com/upload_pic/1263970397.jpg" border="0" alt="[تصوير: 1263970397.jpg&#93;" /><br />
<br />
<a href="http://bestpatogh.com/Film/Avatar-TeleSync-Bestpatogh.Com.rar" target="_blank">دانلود با لینک مستقیم 550MB</a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://bestpatogh.com/pic/Avatar.jpg" border="0" alt="[تصوير: Avatar.jpg]" /><br />
<br />
ژانر: اکشن, ماجرایی, علمی تخیلی, هیجان انگیزa<br />
فایل منتشر شده: Avatar (2009) TeleSync – Latest Ver. – ۵۵۰MB – scOrp<br />
کیفیت: TeleSync – رو پرده ای اما خوب<br />
فرمت: mkv<br />
حجم: ۵۵۰ MB<br />
زمان: ۱۶۲ دقیقه<br />
امتیاز: ۸٫۷/۱۰<br />
تاریخ انتشار: ۱۷ December 2009<br />
زیرنویس فارسی: دارد<br />
کارگردان: James Cameron<br />
بازیگران: Sam Worthington, Zoe Saldana, Sigourney Weaver, Stephen Lang, Michelle Rodriguez …<br />
خلاصه داستان: داستان در سال ۲۱۵۴اتفاق می افتد و در رابطه با یک ماموریت توسط نیروهای نظامی آمریکا در قمری به اندازه کره زمین که دور ستاره عظیمی می چرخد.این دنیای جدید پانادورا منبع معادنی است که بشر از داشتن آنها در زمین ناامید شده است.پانادورا یک خطر برای کره زمین محسوب نمی شود اما با این حال ما برای فتح آنجا نیروی نظامی اعزام می کنیم …<br />
پاورقی: این فیلم توسط جیمز کامرون کارگردان توانای فیلم تایتانیک ساخته شده و ۴٫۵ سال صرف ساخت این فیلم شده و پس از اکران رتبه ۱ باکس آفیس را با فروش خوب ۷۷ میلیون دلاری بدست آورده است. و در حال حاضر در رتبه۳۱ برترین فیلم های تاریخ سینما قرار دارد.<br />
<br />
====<br />
<span style="font-weight: bold;">AVATAR فیلم</span><br />
<br />
آواتار آخرین اثر (جیمز كامرون) كارگردان تایتانیك<br />
<br />
داغ داغ این فیلم اكنون روی پرده سینما های امریكا و جهان می باشد <br />
<br />
بهترین فیلم 10 سال اخیر سینماهای جهان <br />
<br />
بهترین جایگزین برای پرفروش ترین فیلم جهان  “تایتانیك”<br />
<br />
پرفروشترین فیلم 2 هفته اخیر در آمریكا و اروپا <br />
<br />
بهترین و جالبترین فیلم سال 2009<br />
<br />
بزرگترین و دیدنی ترین فیلم 3 بعدی <br />
<br />
فیلمی كه نظر همه منتقدین را به خود جلب كرده است!!<br />
چند روزی است كه فیلم جدید جیمز كامرون به نام Avatar اكران شده است. فیلمی كه اگر آن را ببینید تمام تصورات شما را از جلوه های ویژه و تكنولوژی متحول خواهد كرد و در واقع درب جدیدی در صنعت سینما محسوب می شود. اگر به نظرتان فیلم Dark Knight خوب بوده یا اینكه Transformers را فیلمی پر از جزئیات و هیجان می دانید، باید بدانید كه آواتار این فیلم ها را به راحتی تا می زند و درون جیب اش قرار می دهد! <br />
<br />
فیلم در زمان آینده اتفاق می افتد و در مورد یك نظامی معلول است كه به سیاره ای به نام پاندورا می رود تا در آنجا ماموریت ای غیرعادی را انجام بدهد… <br />
<br />
طرح فیلم از سال ۱۹۷۷ یعنی حدود ۳۳ سال پیش توسط جیمز كامرون ریخته شده. وقتی كه وی برای بار اول در مورد طرح اش با تیم فنی صحبت كرده، به وی گفته شده بود كه امكان ساخت چنین فیلمی با تكنولوژی فعلی وجود ندارد. و او مجبور شد تا بعد از ساخت فیلم تایتانیك ( اثر مشهور دیگر این كارگردان ) صبر كند. <br />
<br />
این بار كامرون وقت بیشتری برای تكنولوژی مورد نیاز گذاشت. فیلم جدید به دوربین های پیشرفته ی HD ای نیاز داشت كه امكان تصویر برداری به صورت دو بعدی و سه بعدی را داشته باشند و افراد هنگام تماشای یك فیلم طولانی سه ساعته دچار سردرد نشوند. <br />
كامرون مطلع شد كه شركت سونی چنین دوربینی را ساخته است اما مشكل در این بود كه این دوربین ۲۰۴ كیلوگرم وزن داشت و عملا برای پروژه آواتار قابل استفاده نبود. برای همین در سال ۲۰۰۰ جیمز كامرون به ژاپن سفر كرد و با سونی به توافق رسید تا دوربین هایی مخصوص این فیلم ساخته شود. سونی این كار را با تكه تكه كردن دوربین به قطعات مختلف و جدا كردن پردازشگرهای بزرگ آن انجام داد به این گونه وزن آنها را به ۲۰ كیلوگرم كاهش داد تا آواتار ساخته شود.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
این نخستین فیلم سینمایی كامرون بعد از تایتانیك در سال ۹۷ است و گفته می شود كه این كارگردان بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ میلیون دلار برای ساخت آن هزینه كرده است. چیزی كه آن را پر هزینه ترین فیلم تاریخ سینما كرده است.<br />
<br />
<img src="http://www.bia2kharid.com/upload_pic/1263970397.jpg" border="0" alt="[تصوير: 1263970397.jpg]" /><br />
<br />
<a href="http://bestpatogh.com/Film/Avatar-TeleSync-Bestpatogh.Com.rar" target="_blank">دانلود با لینک مستقیم 550MB</a>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[سفر در زمان (!)]]></title>
			<link>http://www.asiafilm.ir/forum/thread-438.html</link>
			<pubDate>Mon, 18 Jan 2010 15:13:51 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.asiafilm.ir/forum/thread-438.html</guid>
			<description><![CDATA[همه ی ما ممکنه بارها در زندگیمون حاضر شده باشیم خیلی از چیزامونو بدیم فقط برای اینکه از زمان حال به عقب تر برگردیم!تا شاید بتونیم کاری رو جبران کنیم ، تصمیم دیگه ای بگیریم و یا ...!<br />
به مدت هزاران سال این فقط یه خیال بشرگونه (!) بوده ، ولی جدیدا دانشمندان ادعاهایی در این زمینه کردند که با نظریات نسبیت  و جهان چند بعدی ِ آلبرت انیشتین هم قالب اثباتند!<br />
حالا این حرفها به کنار ... خود شما چی فکر میکنید؟!!<br />
فکر میکنید امکانش هست روزی برسه که بشر بتونه از بعد جسمی و زمانی اش خارج بشه و به هر زمانی که خواست سفر کنه؟!!<br />
<img src="http://www.asiafilm.ir/forum/images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[همه ی ما ممکنه بارها در زندگیمون حاضر شده باشیم خیلی از چیزامونو بدیم فقط برای اینکه از زمان حال به عقب تر برگردیم!تا شاید بتونیم کاری رو جبران کنیم ، تصمیم دیگه ای بگیریم و یا ...!<br />
به مدت هزاران سال این فقط یه خیال بشرگونه (!) بوده ، ولی جدیدا دانشمندان ادعاهایی در این زمینه کردند که با نظریات نسبیت  و جهان چند بعدی ِ آلبرت انیشتین هم قالب اثباتند!<br />
حالا این حرفها به کنار ... خود شما چی فکر میکنید؟!!<br />
فکر میکنید امکانش هست روزی برسه که بشر بتونه از بعد جسمی و زمانی اش خارج بشه و به هر زمانی که خواست سفر کنه؟!!<br />
<img src="http://www.asiafilm.ir/forum/images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[عکس های گروه METALLICA]]></title>
			<link>http://www.asiafilm.ir/forum/thread-437.html</link>
			<pubDate>Mon, 18 Jan 2010 13:34:46 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.asiafilm.ir/forum/thread-437.html</guid>
			<description><![CDATA[[img&#93;http://<a href="http://img5.tinypic.info/" target="_blank"><img src="http://img5.tinypic.info/files/n2ei64yh12xci9f5uab8.jpg" border="0" alt="[تصوير: n2ei64yh12xci9f5uab8.jpg&#93;" /></a>[/img&#93;[img&#93;http://<a href="http://img5.tinypic.info/" target="_blank"><img src="http://img5.tinypic.info/files/ur17h9kq865z0d5t0xvl.jpg" border="0" alt="[تصوير: ur17h9kq865z0d5t0xvl.jpg&#93;" /></a>[/img&#93;[img&#93;http://<a href="http://img5.tinypic.info/" target="_blank"><img src="http://img5.tinypic.info/files/s6qte5pdlm8yirppdemq.jpg" border="0" alt="[تصوير: s6qte5pdlm8yirppdemq.jpg&#93;" /></a>[/img&#93;[img&#93;http://<a href="http://img5.tinypic.info/" target="_blank"><img src="http://img5.tinypic.info/files/xgalp9wr5v6jrdmraolq.jpg" border="0" alt="[تصوير: xgalp9wr5v6jrdmraolq.jpg&#93;" /></a>[/img&#93;[img&#93;http://<a href="http://img5.tinypic.info/" target="_blank"><img src="http://img5.tinypic.info/files/9ggk47nt9oa49u77786n.jpg" border="0" alt="[تصوير: 9ggk47nt9oa49u77786n.jpg&#93;" /></a>[/img&#93;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[[img]http://<a href="http://img5.tinypic.info/" target="_blank"><img src="http://img5.tinypic.info/files/n2ei64yh12xci9f5uab8.jpg" border="0" alt="[تصوير: n2ei64yh12xci9f5uab8.jpg]" /></a>[/img][img]http://<a href="http://img5.tinypic.info/" target="_blank"><img src="http://img5.tinypic.info/files/ur17h9kq865z0d5t0xvl.jpg" border="0" alt="[تصوير: ur17h9kq865z0d5t0xvl.jpg]" /></a>[/img][img]http://<a href="http://img5.tinypic.info/" target="_blank"><img src="http://img5.tinypic.info/files/s6qte5pdlm8yirppdemq.jpg" border="0" alt="[تصوير: s6qte5pdlm8yirppdemq.jpg]" /></a>[/img][img]http://<a href="http://img5.tinypic.info/" target="_blank"><img src="http://img5.tinypic.info/files/xgalp9wr5v6jrdmraolq.jpg" border="0" alt="[تصوير: xgalp9wr5v6jrdmraolq.jpg]" /></a>[/img][img]http://<a href="http://img5.tinypic.info/" target="_blank"><img src="http://img5.tinypic.info/files/9ggk47nt9oa49u77786n.jpg" border="0" alt="[تصوير: 9ggk47nt9oa49u77786n.jpg]" /></a>[/img]]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[هواداران Twilight]]></title>
			<link>http://www.asiafilm.ir/forum/thread-436.html</link>
			<pubDate>Mon, 18 Jan 2010 11:51:10 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.asiafilm.ir/forum/thread-436.html</guid>
			<description><![CDATA[من یه چند ماهی هست که خوندن کتاب چهار جلدی استفنی مه یر رو شروع کردم.<br />
داستانش بیشتر از اون چیزی که فکرشو می کردم من رو جذب کرد و به یکی از طرفداراش تبدیل شدم.<br />
توی این تاپیک میتونین قسمت هایی از داستان و فیلم و عکس های این مجموعه رو قرار بدین.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[من یه چند ماهی هست که خوندن کتاب چهار جلدی استفنی مه یر رو شروع کردم.<br />
داستانش بیشتر از اون چیزی که فکرشو می کردم من رو جذب کرد و به یکی از طرفداراش تبدیل شدم.<br />
توی این تاپیک میتونین قسمت هایی از داستان و فیلم و عکس های این مجموعه رو قرار بدین.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[تمشک و گوی طلایی]]></title>
			<link>http://www.asiafilm.ir/forum/thread-435.html</link>
			<pubDate>Mon, 18 Jan 2010 10:59:58 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.asiafilm.ir/forum/thread-435.html</guid>
			<description><![CDATA[تو این تاپیک می تونین نظرتون رو درباره برنامه های تلویزیون با یه تمشک طلایی و یه گوی طلایی بیان کنین.<br />
این ایده رو از مجله همشهری جوان گرفتم. اونهایی که می دونن چی کار کنن که هیچی ! ولی اونایی که نمی دونن به شیوه ی زیر عمل کننن:<br />
هر برنامه که از tv پخش شد (از فیلم و سریال گرفته تا تبلیغات و اخبار و مسابقات ورزشی و..) هر کدوم که ایده ی نویی در اون به کار رفته بود و یا از اون خوشتون اومد ( در یه کلام با اون برنامه حال کردین !) یه گوی طلایی به اون اختصاص بدین و هر برنامه که خوشتون نیومد یا یه سوتی گنده توش بود یه تمشک طلای می گیره.<br />
یه چند تا قانون هم داره که براتون شرحشون میدم:<br />
*یه برنامه به تنهایی می تونه هم تمشک بگیره و هم گوی (ممکنه برنامه ی خوبی بوده باشه ولی یه سوتی توش بوده)<br />
*دلیل انتخاب تمشک و گوی باید نوشته بشه (یعنی اون قسمت از برنامه که تمشک یا گوی گرفته رو باید بنویسین تا بقیه هم بفهمن چرا گوی یا تمشک گرفته)<br />
*اظهار نظر در مورد نظرات دیگران هم مجازه<br />
همین! <img src="http://www.asiafilm.ir/forum/images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[تو این تاپیک می تونین نظرتون رو درباره برنامه های تلویزیون با یه تمشک طلایی و یه گوی طلایی بیان کنین.<br />
این ایده رو از مجله همشهری جوان گرفتم. اونهایی که می دونن چی کار کنن که هیچی ! ولی اونایی که نمی دونن به شیوه ی زیر عمل کننن:<br />
هر برنامه که از tv پخش شد (از فیلم و سریال گرفته تا تبلیغات و اخبار و مسابقات ورزشی و..) هر کدوم که ایده ی نویی در اون به کار رفته بود و یا از اون خوشتون اومد ( در یه کلام با اون برنامه حال کردین !) یه گوی طلایی به اون اختصاص بدین و هر برنامه که خوشتون نیومد یا یه سوتی گنده توش بود یه تمشک طلای می گیره.<br />
یه چند تا قانون هم داره که براتون شرحشون میدم:<br />
*یه برنامه به تنهایی می تونه هم تمشک بگیره و هم گوی (ممکنه برنامه ی خوبی بوده باشه ولی یه سوتی توش بوده)<br />
*دلیل انتخاب تمشک و گوی باید نوشته بشه (یعنی اون قسمت از برنامه که تمشک یا گوی گرفته رو باید بنویسین تا بقیه هم بفهمن چرا گوی یا تمشک گرفته)<br />
*اظهار نظر در مورد نظرات دیگران هم مجازه<br />
همین! <img src="http://www.asiafilm.ir/forum/images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>